سرمقاله
اسماعیل عسلی
تأثیر فرهنگ رقابتی بر کیفیت انتخابات
نهادینه نشدن فرهنگ گزینش گری و انتخاب در اشکال گوناگون زندگی کار برگزار کردن انتخابات حداکثری را برای متولیان امر دشوار و هزینه بر می کند و آنها را ناگزیر می سازد از اهرم های بیرونی نظیر وعده های سرخرمنی برای ایجاد انگیزه در مردم استفاده کنند! در حالی که اگر مردم در امور روزمره به گزینش گری خو گرفته باشند و استقلال فردی زمینه ساز استقلال اجتماعی آنها باشد، معطوف ساختن توجه مردم به انتخابات این همه هزینه نخواهد داشت و تخلّف نیز تا این اندازه عادی جلوه نمی کند. وقتی به زندگی عادی مردم نگاه می کنیم کمتر می توانیم آنها را در موقعیت هایی مشاهده کنیم که در حال انتخاب کردن و گزینش باشند. به راستی چند درصد مردم غذا، محل زندگی، رشته ی تحصیلی، کار، همسر و نوع تفریح خود را انتخاب می کنند؟ به صورت خوش بینانه چیزی در حدود ۲۰ درصد! کسی که درآمدش او را زیر خط فقر قرار می دهد برای به دست آوردن غذا، مسکن و حتی همسر ناگزیر است به حداقل ها قانع باشد که در چنین شرایطی دیگر جای انتخاب نیست. ممکن است فردی بازی بیلیارد یا اسکی و بولینگ را دوست داشته باشد اما وقتی به درآمدش نگاه می کند راهی ندارد جز این که با توپی دو پوسته روی زمین خاکی و در شرایطی مخاطره آمیز بازی کند. در مجموع عوامل گوناگون اقتصادی و فرهنگی دست به دست هم داده و بخش قابل توجهی از شهروندان را به سمت نوع خاصی از زندگی سوق می دهند. حالا تصور کنید فردی که در بیشتر زمینه ها حق انتخاب نداشته بخواهد در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا شرکت کند. طبیعتاً در چنین عرصه ای نیز آنچه او را به سمت انتخاب سوق می دهد شرایطی است که در آن قرار دارد! اینجاست که نامزدها مردم را شرطی بار می آورند و آنها را گروگان می گیرند و تلاش می کنند با بزرگنمایی توانایی خود برای رفع حوائج مادی آنها توجه اکثریت را به خود جلب کنند. (ادامه…)