سرمقاله
اسماعیل عسلی
ارزش های مشترک انسانی
اگر کسی اهل گشت و گذار و سیاحت و یا مطالعه و تحقیق در احوال پیروان ادیان و مذاهب گوناگون در سراسر کره ی خاکی باشد می داند که اغلب ادیان و مذاهب خصوصاً ادیان ابراهیمی و مذاهب باورهای مشترک فراوانی دارند به طوری که در هیچ مذهبی دزدی، زنا، قتل، دروغ، غیبت، تهمت، مردم آزاری، کم فروشی و توهین به دیگران پسندیده نیست و همگان به همکاری و مساعدت در کارهای عام المنفعه و همزیستی مسالمت آمیز دعوت شده اند. جالب اینجاست که تمامی امر و نهی ها و حلال و حرام ها و احکام اصلی و فرعی دیگر نیز در پیوند با تضمین حسن پایبندی به همین ارزش ها مطرح گردیده و تعیین شده است. برای نمونه نماز در آموزه های قرآنی به عنوان بازدارنده از بدی ها مطرح است کما این که در سایر ادیان نیز مناسک و عبادات نقش پشتوانه معنوی را برای پرهیز از ناهنجاری ها ایفا می کند و تفاوت های شکلی نیز صرفاً عامل تشخص و تمایز است و به رودررویی ارزش ها منجر نمی شود؛ می ماند محدود تفاوت هایی که آنها نیز مرزبندی های خاص خود را دارد. فرضاً تفاوت در پوشش ظاهری نیز نفی کننده عفت و عصمت و همچنین مروج بی بند و باری در روابط جنسی نیست همان گونه که در بحث حرمت مشروبات الکلی نیز در تمامی ادیان و فرهنگ ها وقوع هر گونه جرم ناشی از شرب خمر مجازات در پی دارد و افراد دائم الخمر و اهل افراط در این زمینه در تمامی ادیان و فرهنگ ها حتی در نظام های سکولار نیز منفور هستند، هر چند شدت اثر قوانین بازدارنده با یکدیگر یکسان نیست. اینجاست که برای افراد ژرف نگر در عصر ارتباطات فراگیر که امکان بررسی هنجارهای مشترک جهانی بیش از هر زمان دیگری فراهم است، این پرسش مطرح می شود که اگر چنین است چرا پیروان مذاهب گوناگون که در واقع هدف مشترکی را دنبال می کنند و همه به دنبال پرهیز از بدی ها و دعوت به خوبی ها هستند بر سر هیچ و پوچ گریبان یکدیگر را می گیرند و با نگاهی ابزاری به تفکیر تلاش می کنند انسان ها را رودرروی هم قرار دهند؟ آیا پیمان مبادله ی مجرم که بین کشورهای گوناگون امضاء می شود، نشان دهنده ی باور دولتمردان و شهروندان کشورهای جهان نسبت به وجود ارزش های مشترک نیست؟ (ادامه…)