سرمقاله
محمد عسلی
چگونه دژ سنتی اروپا در ایران فرو ریخت
مواضع کشورهای اروپایی در قبال انقلاب اسلامی به گونه¬ای بود که همگی به نوعی از رژیم شاه تا آخرین لحظات قبل از پیروزی دفاع می¬کردند زیرا محمدرضا شاه منافع همه آنها را مانند دژی محکم در آسیا و به ویژه در ایران حفظ می¬کرد.
ماهیت و خصلت سرمایه¬داری و منفعت¬طلبی غربی¬ها و منافعی که در ایران داشتند اجازه نمی¬داد نسبت به سرنوشت یک دیکتاتور وابسته و دلبسته به آنها بی¬تفاوت باشند.
نه تنها دولت¬ها بلکه رسانه¬های جمعی آنها هم در گزارش¬ها و تحلیل¬های خبری گاه صراحتاً و گاه کنایه¬آمیز از اقدامات شاه در ایران حمایت می¬کردند.
روزنامه دیلی اکسپرس انگلستان در مقاله¬ای آورده بود: «گرفتاری رژیم ایران گرفتاری غرب است، زیرا ایران دومین کشور بزرگ صادرکننده¬ی نفت در جهان است. اگر رژیم ایران سرنگون شود، رژیمی ضد غربی روی کار می¬آید و این مصیبت بزرگی برای غرب و به منزله پیروزی بر غرب است. بنابراین غرب اخلاقاً باید از شاه ایران حمایت کند…»(۱)
دولت فرانسه هم علیرغم ادعای طرفداری از حقوق بشر ابتدا تمام اقدامات خود را برای محدودسازی امام خمینی به کار بست و تا شاه اجازه اقامت امام خمینی (ره) را نداد، دولت فرانسه از فشارهای خود برای اخراج امام خمینی نکاست… در همین رابطه دبیرکل حزب کمونیست فرانسه طی سخنانی بی¬تفاوتی دولت فرانسه را نسبت به انقلاب ایران مورد نکوهش قرار داد و گفت: «در حالی که فرانسه به کرات خود را مدافع حقوق بشر دانسته، حکومت آن در برابر حوادث خونین ایران از خود دوگانگی که جز پشتیبانی از رژیم ایران ندارد، نشان می¬دهد.(۲)
خبرگزاری فرانسه بعد از کشتار ۱۷ شهریور، در یک تفسیر جانبدارانه نهضت اسلامی را شکست خورده و آن را به آرامش بعد از ۱۵ خرداد ۴۲ تشبیه کرد و انقلابیون را منزوی و دولت را پیروز و نیرومند خواند.(۳) (ادامه…)