سرمقاله
اسماعیل عسلی
لزوم توجه بیش از پیش به قابلیت های رسانه ی ملی
احزاب در ایران تاکنون تجربه تاریخی شیرینی را که بتوان به عاقبت به خیری تعبیر کرد به ثبت نرسانیده اند، چه احزاب خودساخته و فاقد تکیه گاه مردمی که در بزنگاه های خاصی سر و کله ی آنها پیدا می شود، چه احزاب وابسته به قدرت های خارجی نظیر حزب توده و چه احزاب کلیشه ای و محفل محور و پاتوقی که با هدف به نمایش گذاشتن گونه ای دموکراسی رفرمیک در قالب تندرو و کندرو و میانه رو و محافظه ¬کار، رقابتی نیم بند را با هدف به حاشیه راندن منتقدین جدی ساماندهی می کنند و از نشانه های آنها این است که اهل جابجایی و تره خرد کردن برای یکدیگر هم هستند و معمولاً سر در یک آبشخور دارند و وجه اشتراک آنها نیز تلاش برای گرم کردن تنور مشارکت عمومی در انتخابات است. این که چرا کار حزبی در ایران جواب نمی دهد شباهت زیادی به این پرسش دارد که چرا ما در ورزش های انفرادی می توانیم درخشش جهانی داشته باشیم اما در ورزش های گروهی حتی با وجود چهره های حرفه ای کاری از پیش نمی بریم. در عین حال تجربه نشان داده است که تک چهره های سیاسی در برخی از مقاطع تاریخی می توانند هوش از سر مردم بربایند و صد البته با همان سرعتی که اوج گرفته و بالیده اند مثل بوته ی کدوبن شاخ و برگ خود را در پاییز سلب اعتماد عمومی جا می گذارند. در گذشته های دور نیز اگر گروهی از مردم کاری کرده اند، بعدها چنین کارهای بزرگی را به افرادی خاص نسبت داده اند. برای نمونه اغلب آثار تاریخی برجای مانده از عهد صفوی به شاه عباس نسبت داده شده در حالی که عالمان و هنرمندان و صنعتگران بار اصلی احداث آن بناها را به دوش کشیده اند، برقراری امنیت پس از آن همه ناامنی ناشی از هجوم افاغنه را به نادرشاه افشار نسبت می دهند. حتی در مورد نویسندگان و شاعران بزرگ نیز هرگز به میراث گذشتگان که آنها در آفرینش های خود از آن بهره جسته اند اشاره نمی کنیم و به همین قیاس نیز تصور می کنیم تمامی ویرانی ها و مفاسد اخلاقی و انحرافات عقیدتی نیز در آخرالزمان تنها توسط یک نفر اصلاح می شود و دیگران تماشاگر هستند و کاری به جز دعا کردن برای ظهور ندارند که بر این اساس کسانی که در انتظار مصلح به سر می برند برخلاف سنت الهی و احادیث موثق نباید صالح باشند! (ادامه…)
- چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶
- سرمقاله
