سرمقاله
اسماعیل عسلی
حاشیه های بدون متن
یکی از نشانه های توسعه نیافتگی عدم تناسب واقعیت های جامعه و زحمات با نتایج با یکدیگر است. برای نمونه ترافیک را در نظر بگیرید که ابتدا در کشورهای صنعتی دیده شد و از عوارض وجود کارگاه ها و کارخانجات تولیدی پیرامون شهرهای بزرگ به حساب می آمد زیرا ضرورت جابجایی کارگران، مهندسین و کارمندان از شهر به کارخانه ها و بازگشت دوباره ی آنها به شهر، تراکم وسایط نقلیه، خصوصاً در بازه های زمانی تغییر شیفت را به دنبال داشت و هم اکنون نیز ترافیک در کشورهای توسعه یافته یا سر در آبشخور صنعت و جهانگردی دارد که هر دو سودآور است و یا وجهی از وجوه مصرف گرایی است که آن هم معمولاً به رونق تولیدات داخلی می انجامد؛ هر چند غربی ها امروزه با توسعه ناوگان های عمومی و استفاده از مترو و اتوبوس های شهری، منوریل، تراموا و دوچرخه که اغلب هم برقی هستند و یا خودروهای هیبریدی به میزان قابل توجهی از آلودگی شهرهایشان کاسته اند ولی در مجموع حتی اگر ترافیکی هم در آنجا مشاهده می شود هزینه ای است که آنها بابت صنعتی بودن و کارآفرینی و بالا بودن سود ناخالص ملی می پردازند اما ترافیک در شهری مانند شیراز که تعداد کارخانجات پیرامونی آن زیاد نیست حکم یک زیان دوطرفه را دارد به این معنا که بدون برخورداری از سود و یا ایجاد ارزش افزوده باید ترافیک و عوارض آن را نیز تحمل کنیم.
نمونه ای دیگر؛ مصرف زدگی در غرب وجود دارد، در ایران هم وجود دارد اما تفاوت مصرف گرایی در ایران و غرب این است که مصرف زدگی در ایران بیشتر به نفع کشورهایی نظیر چین است که سهم قابل ملاحظه ای در انباشتن بازارهای ایران از انواع کالاها دارد در حالی که کشورهای توسعه یافته از مصرف کالاهای گوناگون به رونق و تنوع تولید می رسند و به تراز بازرگانی خود در تبادلات اقتصادی با سایر کشورها توجه ویژه دارند. (ادامه…)