سرمقاله
محمد عسلی
در تعطیلات چه گذشت؟
همیشه اینگونه بوده است که تعطیلات نوروزی فرصتی برای دیدار اقوام و دوستان پیش می¬آورد تا در نشست و برخاست و دید و بازدیدها از حال و احوال هم جویا شوند و لحظاتی را بدین نحو سپری نمایند. این یک رسم و عادت دیرپای و همیشگی است اما اینکه چه بگویی و چه بشنوی حکایت دیگری است که بیشتر برمی¬گردد به شرایط اقتصادی و اینکه در بازار چه خبر است و تفاوت¬های گذشته و حال سؤالاتی پیش می¬آورد که گاه از حال به قال می¬روی و شیرینی برایت تلخ می¬شود و به سختی آب از گلوی آدم پایین می¬رود.
هنوز نگفته¬ای سلام که مورد سؤال واقع می¬شوی. سؤالاتی از این دست که: تو که در عالم سیاست هستی بگو چه اتفاقی می¬افتد؟ فردا دلار چند است؟ سال ۹۷ دولت با چه مشکلاتی مواجه است؟ قرار است ترامپ با برجام چه کند؟ به نظرت پول¬های اختلاس کجا رفته؟ احمدی¬نژاد چرا حالا این حرف¬ها را می¬زند؟ راستی پشت پرده چه خبر است؟…؟
این حرف¬ها هیچکدام بوی عید و نوروز نمی¬دهند. خبر از سلامتی و بهبود و بهروزی نیست. همه در حالتی از تردید، شبهه و چندگانگی ذهنی درگیرند. گویی به دنبال کسی هستند که سخن¬ها و تحلیل¬هایش قانع کننده باشد و پرده از ابهامات بردارد.
و اما بعد.
یادم آمد وقتی که نوروز را بسیار مختصر اما با روح و پرنشاط و امید برگزار می¬کردیم. بچه¬ها با یکی دو تا تخم¬مرغ رنگی و یک جوراب یا کفش نو هم راضی و خوشحال می¬شدند. شیرینی و آجیل برای همه تازگی داشت و بوی عید می¬داد. آسمان آبی بود و عطر خاک باران خورده با مشام آدم¬ها ارتباط داشت. (ادامه…)
- سه شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۷
- سرمقاله
