سرمقاله
اسماعیل عسلی
مقایسه‌ی عملکرد مردم و مسئولین
هر چند از یک منظر نمی‌توان بین مسئولین و مردم خط‌کشی کرد اما چون تعریفی که ما از یک شخصیت حقوقی برخوردار از امتیازات و اختیارات برای انجام وظایف قانونی داریم با تعریفی که از یک شخصیت حقیقی و عادی داریم متفاوت است، چنین تفاوتی روی سمت و سوی انتظاراتی که از یک مسئول به عنوان شخصیت حقوقی داریم تأثیری اجتناب‌ناپذیر دارد. وقتی شخصی مسئولیتی را عهده‌دار می‌شود، فرض بر این است که وی از تمامی صلاحیت‌های علمی و اخلاقی و جسمی و روحی لازم برای ایفای مسئولیت برخوردار است که اگر چنین چارچوبی رعایت شود به شایسته سالاری می‌انجامد. طبیعی است که نهادهای نظارتی باید بر بقا و ماندگاری صلاحیت‌های مورد اشاره تا زمان پایان مسئولیت افراد اشراف داشته باشند تا فردی به دلیل عدول از چارچوب‌های اخلاقی و یا از دست دادن عقل به دلیل کهولت سن و همچنین از دست دادن تعادل روحی به هر دلیل، ناتوان از انجام وظایف محوله نباشد. همچنین فرض بر این است که اصرار بر برخورداری یک مسئول از صلاحیت‌های لازم در امر انتصاب‌ها و انتخاب‌ها تحت تأثیر خویشاوندی، رانت، سهم‌خواهی و جانبداری‌های حزبی و تعصبات مذهبی و قومی و مناسبات درهم پیچیده‌ای که سر در آبشخور تبانی داشته باشد کمرنگ نشود. (ادامه…)