سرمقاله
اسماعل عسلی
به قدر تشنگی
خصوصیسازی پس از انقلاب را میتوان به کودکی ناقصالخلقه تشبیه کرد که علیرغم گذشت نزدیک به چهار دهه هنوز قادر به حرکت و فعالیت و اثربخشی نیست. کسانی که دوران پرنشیب و فراز انقلاب را درک کردهاند میدانند که برخی از شعارهای انقلابی با کینهای عمیق نسبت به سرمایهداری آمیخته بود که ریشه در خاستگاه انقلابیون به لحاظ جایگاه طبقاتی بود ضمن این که برخی از بازاریان سنتی طرفدار انقلابیون نیز دل خوشی از سرمایهدارانی که به دنبال پیوند با شبکههای تجاری جهانی بودند نداشتند. برخی از تئوریسینهای سنتی انقلاب پیوندی ناگسستنی با بازار داشتند به طوری که اگر حمایتهای علنی و بعضاً زیر پوستی بازار نبود حتی ادارهی حوزههای علمیه نیز برای آنها دشوار بود چه رسد به این که بخواهند هزینههای پراکندهی فعالیتهای انقلابی را تأمین کنند.
اما نباید فراموش کرد که بازار پیش از انقلاب قابل مقایسه با بازار پس از انقلاب نبود و نیست؛ زیرا بازار پس از انقلاب ترکیب نامتجانسی پیدا کرد و به انشعاباتی تن داد که اجتنابناپذیر بود. پیش از انقلاب اغلب بازاریان درآمیختگی محسوسی با طبقات متوسط به پایین جامعه داشتند و اعتبار و وجاهت خود را به دلیل پایبندی به زندگی با سبکی خاص از همین راه به دست میآوردند به طوری که میتوانستیم پیوند مثلثیِ معناداری بین بازار، مسجد و خانوادههای سنتی ببینیم. (ادامه…)
- دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷
- سرمقاله
