سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
سخن این بود و ما گفتیم
نشانههای بیاعتمادی و ناباوری مردم نسبت به برخی از متولیان امور موضوعی نیست که قابل کتمان باشد. زمانی بود که یک توصیه ساده از سوی یک شخصیت سیاسی و مذهبی میتوانست عزم عمومی را برای انجام هر کاری استحکام بخشد یا سخنرانی آمیخته به شعارهای انقلابی یک مسئول مردم را به وجد میآورد اما اکنون دیگر از آن همه شور و هیجان و امیدواری به افقهای پیش رو خبری نیست. چرا؟ اگر بخواهیم برای توجیه این وضعیت تمامی وعدهها و سخنان مسئولین و مدیران را فاقد ارزش و دروغ بدانیم منصفانه قضاوت نکردهایم چرا که حداقل آن بخش از سخنان مسئولین که نشأت گرفته از قانون اساسی و میثاق ملی است نمیتواند دروغ باشد. این که یک مسئول بگوید ما میتوانیم بر تمامی مشکلات غلبه کنیم نیز حرف بیراهی نیست، تعریف و تمجیدهایی که در لابهلای سخنرانیها توانایی مردم برای همراهی دولت به عمل میآید به موازات اشاره به پتانسیلهای اقتصادی و ژئوپولتیک نیز مبنای علمی دارد. این که مردم به صرفهجویی در مصرف آب و برق و بهرهبرداری صحیح از نان و مواد غذایی توصیه میشوند عین مصلحت است. این که پست و مقام برای هیچ کسی ماندگار نیست را نمیتوان انکار کرد. حال باید برای این پرسش اساسی پاسخی پیدا کرد که چرا گردانندگان کشور از توانایی لازم برای متقاعد کردن مردم در راستای تحقق آرمانهای ملی برخوردار نیستند؟ شاید پاسخ این باشد که ظرف چند دههی گذشته همواره شاهد جابهجایی مسئولین در دایرهای بسته بودهایم و چهرههایی تکراری گاهی نقش مدیر را ایفا کردهاند و گاهی نیز به عنوان لیدر یک حزب یا گروه به انتقاد از دولت، خواه اصولگرا و خواه اصلاحطلب پرداختهاند. (ادامه…)
- جمعه ۱۶ شهریور ۱۳۹۷
- سرمقاله
