سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
چالش مخاطب ربایی
دیده شدن از جمله چالشهای عصر ارتباطات است. اگر چه ساز و کارهای مبتنی بر تکنولوژی به صورت تمام قد در خدمت اغلب انسانها برای معرفی خود به دیگران و شکار مخاطب است اما تلاشهای همزمان از سوی افراد بیشماری که قصد جلوهگری دارند رسیدن به نقطهی اشتهار و بهرهبرداری از آن را دشوار ساخته است. ماراتنی برای دیده شدن در جریان است به طوری که امروزه حتی برخورداری از دانش، هنر، قدرت و ثروت هم به تنهایی برای رسیدن به قلهی شهرت و تأثیرگذاری و متعاقب آن بهرهبرداری از دستاوردهای آن کافی نیست، مگر این که به رسانههای پرمخاطب دسترسی داشته باشی. برخی همین که دیده بشوند راضی هستند مثل هنرمندان واقعی اما عدهای میخواهند از رهگذر دیده شدن به نان و نوایی برسند. یکی میخواهد دیده شود تا از او بترسند و دیگری هدفش از دیده شدن این است که دیگران به او تکیه کنند. یکی تا دیده نشود نمیتواند کار مناسبی دست و پا کند و دیگری برای دلبری به دنبال دیده شدن است. کسانی هستند که خود به خود دیده میشوند بدون این که راضی به شهرت باشند مثل کسی که دو دختر و مادرزن و پدرزن خود را با چاقوی آشپزخانه سلاخی میکند. یا فردی که چند تن سکه میخرد یا دیگری که ۳۰۰۰ میلیارد تومان پول مردم را به کانادا منتقل میکند. آقای گل که باشی دیده میشوی همچنان که اگر نارنجک به خود ببندی و زیر تانک دشمن بروی هم دیده میشوی. کسی که در آب زمزم هم بول میکند دیده میشود. دیده شدن گاهی هزینه دارد و گاهی آب و نان. از جمله هزینههای دیده شدن و اشتهار زیاد این است که نمیتوانی به سادگی در میان مردم زندگی کنی. فارغالبال به پارک بروی و با همسر و فرزندت گل بگویی و گل بشنوی. اما گاهی هم آب و نان دارد. مثلاً اگر یکی از سلبریتیها مریض شود و دوستدارانش بفهمند بیمارستان را قرق میکنند و حاضر میشوند هزینهی عمل او را هم بپردازند! (ادامه…)
- یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
- سرمقاله
