سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
سونامی نابجاییها
هر گاه واقعهی دلخراشی بازتاب وسیعی در رسانهها و افکار عمومی پیدا میکند و رد پایی از کوتاهی و قصور مسئولین در ردههای گوناگون به چشم میخورد برای ایجاد انتظار در افکار عمومی و پایین کشیدن شعلهی نارضایتی مردم، هیأت تحقیق و تفحصی شکل میگیرد و با بازجوییها و بازداشتهایی همراه است تا افکار عمومی متقاعد شود که پیگیریها در جریان است و مقصرین به جزای اعمال خود خواهند رسید. اما انتظار طبیعی این است که عملکرد هیأتهای تحقیق و تفحص به گونهای باشد که به تدریج شاهد کاهش تلفات انسانی در بلایای طبیعی و یا حوادث ناشی از خطای انسانی و اشکالات فنی باشیم. فرقی نمیکند که تلفات ناشی از عدم استحکام ساختمانها در جریان زلزله باشد یا خروج قطار از ریل و آبگرفتگی خانهها در جریان سیل و کشته شدن دانشجویان در واقعهی واژگونی اتوبوس و … هر چه باشد به نوعی نشان دهندهی پایین بودن ضریب امنیتی مردم در سوانح و حوادث غیرمترقبه است. نکتهی ظریفی که گاه توجه همگان را به خود جلب میکند این که وقتی مشابه چنین حوادثی در برخی کشورها اتفاق میافتد آمار تلفات تا این اندازه بالا نیست. طبیعتاً بخشی از علت آن به فرهنگ عمومی باز میگردد که مردم به خاطر فقدان آگاهی و آموزش ندیدن، در زمان وقوع حوادث احساس بلاتکلیفی میکنند و هر کسی بر اساس تشخیص خود و تنها برای نجات خود اقدام میکند در حالی که وجود هماهنگی و هدایتپذیری قبل و بعد از حادثه یکی از اصول پدافند غیرعامل است. این که گاهی مردم به دلیل عدم رعایت برخی اصول ایمنی نظیر بستن کمربند یا رعایت ظرفیت خودروها و احداث ساختمان در مسیر رودخانه به شکل خودخواستهای خود را در معرض خطر قرار میدهند نشان دهندهی فقدان نظارت از سوی نهادهایی است که وظیفهی آنها پایش ضریب امنیت جامعه است. جای شگفتی است که چرا تکرار چنین حوادثی هم برای مردم و هم برای مسئولین عبرتآموز نیست. (ادامه…)
- چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷
- سرمقاله
