سرمقاله
محمد عسلی
بیثباتی خاورمیانه جدید تا کی؟
اگر زمین آنطور میچرخد که نقطه ثقل آن عربستان باشد و این چرخش مسیر نفت و گاز را به سمت جنوب غربی آسیا متمرکز کند جنگ نفت ادامه مییابد و نگاه غرب و شرق پیوسته به این قسمت از کره زمین دوخته خواهد شد. زیرا حرکت اتومبیلها، هواپیماها، کشتیها، تحرک و کارایی کارخانجات و گرمایش و پخت و پز غذاها همه و همه فعلاً در گرو وجود نفت است که اگر چنین نمیبود این همه جنگ و کشتار و غارت و تهاجم و تهدید را شاهد نبودیم.
آری نفت. همان که برای بسیاری طلاست و برای ما مسلمانها بلا.
و اما بعد:
هر چند محمد مصدق نفت را ملی کرد و به ظاهر دست استعمار پیر انگلیس را از چاهها و تأسیسات نفتی ایران کوتاه نمود اما محمدرضا پهلوی میراث نفت ملی را به همان شکل هزینه کرد که آمریکا و انگلیس در پی آن بودند. اسلحه بخر تا در امان بمانی. کارشناس خارجی بیاور تا از تو حق توحش بگیرد.
کشور را در اختیار بیگانه قرار ده تا تمامی تواناییهای معدن و ذخایر کانی تو را شناسایی کند و به نام عمران و آبادی و تجددخواهی هویت ایرانیات را خدشهدار نماید و چنان دستت زیر سنگ آنها باشد که وقتی تاریخ مصرفت تمام شد با پای خود کشور را ترک کنی و بروی آنجا که عرب نی انداخت.
آری خاورمیانه جدید بعد از انباشت ذخایر ارزی کشورهای نفتخیز عربی و ما میباید به انبار باروتی تبدیل شود که فقط یک شعله کبریت برای انفجار آن کافی باشد.
وقتی در اینترنت میزان ذخایر ارزی چین، عربستان و امارات به عنوان سه کشور ثروتمند جهان ثبت شد آمریکا و کشورهای غربی در اندیشهای سیر کردند که چگونه میتوان این گنجهای آشکار و پنهان را از آن خود کرد.
طرح یک جنگ فرسایشی با دامن زدن به اختلافات قومی، دینی و مذهبی بین ملتها و تحریک سران گماشته و مزدور برای مقابله با اعتراضات به نام حفظ امنیت و موقعیت همان شد که آنها سالها در پی آن بودند. «تفرقه بیانداز و حکومت کن» (ادامه…)
- جمعه ۷ دی ۱۳۹۷
- سرمقاله
