سرمقاله
محمد عسلی
کاغذخوارها و مطبوعات فراموش شده
کاغذ گرچه ظریف است و لطیف و شکننده و پرکنده اما در دست واردکنندگان کاغذخوار چنان سودآور شده که حکم کیمیا پیدا کرده و روی پای خود سخت و محکم ایستاده است.
انبارهای مملو از کاغذ در تهران و نرخ نجومی آن روی زرفروشان را سپید کردهاند. متأسفانه صنایع چوب و کاغذ مازندران «چوکا» که فلسفه وجودی آن تأمین کاغذ روزنامه بوده و تحریر اینک در اختیار مدیران سودجو خود به یکی از سوداگران بازار کاغذ تبدیل شده و حتی حوالههای فروخته شده ۵ ماه قبل هم که پول آن را به نرخ همان روز دریافت نموده تحویل نمیدهند و با هزار بهانه و اما و اگر هر روز داستانی سرهم میکند تا از تعهدات خود خلاص شود. یک روز میگویند: «خمیر نداریم» روز بعد میگویند خمیر در گمرک است آزاد نشده. بعد از آزادی خمیر میگویند دستگاه خراب است و نمیتواند کاغذ روزنامه تولید کند باید قطعات آن از خارج برسد و نهایتاً پیشنهاد میکنند تمامی کسانی که تقاضای کاغذ روزنامه داشتهاند بیایند نوع کاغذشان را عوض کنند و کاغذ تحریر با عرضهای مختلف تحویل بگیرند ببرند بازار آزاد بفروشند تا به پولشان برسند.
و اما بعد:
این وضع کارخانه بزرگ چوکا در مازندران است که خود به دلالی و سوداگری افتاده است هر چند سهام آن متعلق به بانک ملی است و کارکنان و مدیر عامل آن میباید پاسخگوی بانک ملی باشند.
و اما بعد: (ادامه…)
- سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸
- سرمقاله
