سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تفاهم ویرانگر
حتماً تاکنون شنیده‌اید که می‌گویند هر سخنی جایگاهی دارد این حرف از یک منظر درست است به این معنا که مثلاً وقتی در مجلس سوگواری نشسته‌ایم متانت و سکوتی که اقتضای چنین مجلسی است را رعایت کنیم یا در مجلس عروسی و جشن با نشاط جلوه کنیم. با کودک به گونه‌ای سخن بگوییم که قادر به درک منظور ما باشد و مسایلی از این قبیل اما اگر از منظری دیگر چنین حرفی را ارزیابی کنیم احساس می‌کنیم برخی تلقی مزورانه‌ای از چنین توصیه‌ای دارند و منظورشان این است که با هر کسی به گونه‌ای سخن بگوییم که خوشایند او باشد. این که می‌گویند وقتی به شهر کورها رسیدی خودت را به کوری بزن ناظر بر چنین رویکردی است که غلط است. چنین رویه‌ای زمینه را برای ظلم‌پذیری و شنا در مسیر حرکت رودخانه فراهم می‌کند. شاید این فرهنگ بیمار ریشه در تاخت و تازهای اقوام گوناگون به این آب و خاک داشته باشد. وقتی به دانش‌آموز می‌گویند مدرسه جای این کارها نیست یعنی خارج از مدرسه وضعیت متفاوت است. وقتی به مرد یا زنی می‌گویند در محیط عمومی نباید اینگونه ظاهر شوی یعنی محیطی که عمومی تلقی نشود شرایط متفاوتی دارد. یک جوان در جامعه‌ی ما روزی چندین نقاب عوض می‌کند و عملاً به او تفهیم کرده‌اند که رفتارش نباید برای او مشکل‌ساز شود. بر همین اساس راننده‌ها در جاده‌ها برای یکدیگر چراغ می‌زنند و حضور پلیس را هشدار می‌دهند یعنی دور از چشم پلیس می‌توان با سرعت رفت و قوانین را نادیده گرفت. (ادامه…)