سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
بیخبر بودند از حال درون
از جمله پرسشهایی که برای مردم خصوصاً نسل جوان مطرح است این که چرا از میان این همه قواعد و قوانین و احکام اجتماعی که از لحاظ اولویت روی برخی از آنها نظیر غیبت کردن، دروغ گفتن و تهمت زدن و غارت اموال عمومی و خوردن مال یتیمان در قرآن کریم خیلی تأکید شده، مسئلهی حجاب تا این اندازه حساسیت پیدا کرده به طوری که به ممیزهی اصلی جامعه تبدیل گردیده و موافقان و مخالفانی دارد که در خصوص حدود و ثغور آن و افراط و تفریطهایی که صورت میگیرد، گریبان یکدیگر را میگیرند و به اندازهای روی آن تبلیغ میشود که از موضوعی اجتماعی به معضلی سیاسی تبدیل شده است. بنده خدایی میگفت: وقتی من میخواهم به خارج از کشور بروم همه به من میگویند مراقب باش در خارج از کشور دروغ نگویی، هنگام رانندگی حالت عادی داشته باشی، روی زمین آب دهان نریزی، آشغال به بیرون از ماشین پرتاب نکنی، با صدای بلند در مکانهای عمومی حرف نزنی، نظم و صف را در ایستگاه اتوبوس و قطار رعایت کنی و تراکنش مالیات پولشویی تلقی نشود و… اما وقتی میخواهم به ایران برگردم فقط به من سفارش میکنند که مراقب باش حداقل تکه پارچهای روی سرت باشد که به تو ایراد نگیرند. همین و والسلام. خداوکیلی چرا ما جامعهی ایرانی را اینگونه به دنیا و خودمان معرفی کردهایم و تا این اندازه حجاب را که نماد ارزشهایی درونی و حتی ملی و اصیل است به سخره گرفتهایم به طوری که نوع تبلیغمان برای رواج آن نتیجهی معکوس میدهد؟ (ادامه…)
- دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸
- سرمقاله
