سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
باری که باید بال باشد
در میان بانک‌های جهانی و منطقه‌ای، بانک‌های ایرانی، تافته‌ای جدا بافته‌اند. چنین توصیفی حاصل مرور عملکرد بانک‌ها با اسامی رنگارنگ است که حتی فریاد مسئولین کشوری و استانی را نیز بلند کرده است. تعدد و تکثر بانک‌ها در ایران نه برای برداشتن باری از روی دوش مردم و ایجاد گشایش و روانی چرخ‌های اقتصاد بلکه تنها با هدف سودآوری و بنگاه‌داری دنبال می‌شود به طوری که هر شخص و نهاد و سازمان گردن کلفتی برای خودش بانکی راه‌اندازی کرده و به کاسبی مشغول است. تخصیص سود بالا به سپرده‌های مردم نه تنها اقدامی در راستای تقویت پشتوانه‌ی مالی کارگاه‌های تولیدی تلقی نمی‌شود بلکه عامل اصلی تعطیلی کارگاه‌های کوچک و بزرگ است. بانک‌ها برای سرعت بخشیدن به بهره‌گیری از سپرده‌های مردم به صورت مستقیم و غیرمستقیم مبادرت به واردات انواع کالاها، سرمایه‌گذاری در بخش مسکن و اعطای وام به خلافکاران و قاچاقچیان می‌کنند و به فساد اقتصادی در کشور و پولشویی دامن می‌زنند. ریسک‌پذیری بانک‌ها در ایران بسیار پایین است و کمتر اتفاق افتاده که این بنگاه‌های سودآور در شرایط بحرانی نظیر سیل و زلزله و اوج‌گیری مشکلات معیشتی و مسکن و ازدواج، باری از روی دوش مردم بردازند. بانک‌ها در ایران نه تنها اسلامی نیستند بلکه سودی که می‌گیرند از ابتدای تاریخ تأسیس بانک در ایران تاکنون سابقه نداشته به همین دلیل می‌توان مدعی شد که بانک‌ها در ایران از فلسفه‌ی وجودی خود فرسنگ‌ها فاصله گرفته و دقیقاً روبه‌روی مردم ایستاده‌اند و مشغول تاخت و تاز هستند. بانک‌ها در مقایسه با سایر بنگاه‌های مالی بیشترین شاکی را در میان مردم دارند و بالاترین میزان ناله و نفرین به آنها حواله می‌شود. (ادامه…)