سرمقاله
محمد عسلی
رسالت قلم و ارادت قدم
روزگاری بود که قلمها و قدمها به موازات هم اصالت اندیشه و اراده صادق را با الهام از طبیعت خداوندی وجهه همت داشتند و عشق پاکترین نیروی محرکه انتخاب کلمات و راه بود. کلماتی که راه مینمودند و راهی که رهروان را انتخاب احسن بود به گونهای که هر آنچه از دانش و تدبیر از ذهن دانشمندان تراوش میکرد به زیور ایمان و باور جلا مییافت چنانکه زندگی پاک، ساده و بیپیرایه قلم به دستان آنها را در اسارت زر و زور و تزویر قرار نمیداد و چه بسا دربار پررونق پادشاهان را به پشیزی نمیگرفتند و مخفی شدن در چاه را به نوازش و دست و دلبازی شاهان ترجیح میدادند.
کند و زنجیر و زندانهای مخوف را بسیاری از آزادگان قلمفرسا تجربه کردند تا آزادگی و حریت ناشی از باور به خوبیها و پرهیز از کجیها را به جان بخرند.
ناصرخسرو از جمله شاعران آزاده بود که تن به توصیف و تعریف از مستبدان زمان خود نداد و با شجاعت سرود:
من آنم که در پای خوکان نریزم
مر این قیمتی دُر لفظ دری را (ادامه…)
- جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸
- سرمقاله
