سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
آرامشبخشی بیمه
کمتر صنعت وارداتی در کشور پیدا میشود که توانسته باشد توجیهکنندهی فلسفهی وجودی خود باشد. همین صنعت بیمه را در نظر بگیرید که چگونه در گرداب بلاتکلیفی دست و پا میزند و هم مردم و هم شرکتهای بیمه از قوانین نارس و فاقد قدرت بازدارنده ناراضی هستند. مثل اینکه همه چیز دقیقاً باید برعکس باشد. خودرو پراید و برخی خودروهای وطنی کمکیفیت که بیشترین آمار تصادفات منجر به جرح و فوت و خسارت بدنه را دارند کمترین حق بیمه را میپردازند و خودروهای گرانقیمت و با کیفیت و ایمن، رقم بالایی به شرکتهای بیمه پرداخت میکنند. در حالی که همین خودروهای گرانقیمت که مراقبت زیادی از آنها صورت میگیرد پس از چند سال مشمول تخفیف میشوند و رقمی که به شرکتهای بیمه میپردازند چندان به چشم نمیآید. برخی از شهروندان نیز با تبانیهای آنچنانی شرکتهای بیمه را میدوشند و گاهی میشنوی که پیرمرد مردهای را جلو خودرویی که با رانندهاش ساخت و پاخت کردهاند میاندازند و پس از گرفتن حق دیه با هم نصف میکنند و مبلغی هم به سایر اعضای گروه تبانیکننده میرسد که تاکنون چندین بار کشف و شناسایی و منهدم شدهاند این شیوه کم و بیش همچنان ادامه دارد و کار به جایی کشیده که شرکتهای بیمه، نمایندگی خود را از برخی مناطق زیان ده جمع کرده و دنبال کار خود رفتهاند. حالا محاسبه کنید اگر قرار بود به جای شتر، فیل را مبنای محاسبه دیه قرار دهند، شرکتهای بیمه با چه والزاریاتی مواجه میشدند. چه کنیم که همه چیز رنگ و بوی طنز دارد! (ادامه…)
- دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۸
- سرمقاله
