یادداشت طنز
اسماعیل عسلی- سردبیر
حکایت آفتابه
یکی از نوادر روزگار که وصف سرانگشتان معجزهگرش در گشودن گرههای کور و آوازهی عبور شترش از گذرگاههای تنگ و نمور شهرهی آفاق است پس از مرور گزارشهای راست و دروغ فضای بیصاحب مجازی پیرامون رویدادی در بر گیرندهی آخر و عاقبت یکی از بانوان دوستدار فوتبال، با سرعتی که گویی به کانون سیاهچالهای غولآسا نزدیک میشود خود را به اتاق سردبیر روزنامه رسانید و از طرح نوین و خارقالعاده و استارتاپیاش برای برداشتن موانع عدیدهی دست و پاگیر بر سر راه حضور بانوان در ورزشگاهها رونمایی فرمود. من در حالی که انگشت جویده شده و مستهلک گردیدهی حیرت را برای هزارمین بار به دندان میگرفتم گفتم: تصدق مرام و معرفت نداشتهات، در این مملکت گل سنبلی تا دلت بخواهد الی ماشاءالله و علی برکتالله مشکل و معضل و گره ناگشودنی داریم که بعضاً چندین قرن است مثل اسب عصاری خیره و بیهوده اطراف آن طواف میکنیم و پرسه میزنیم و هزینهی دکانداری این و آن را میپردازیم که صد البته با این شیوه تا صد سال دیگر هم به گرد راه حل مشکلات نخواهیم رسید. (ادامه…)
- شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۸
- سرمقاله
