سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تا ببینیم!
گستره‌ی میدان عمل و قدرت واکنش هر کشور در برابر رویدادها، تهدیدها و تغییرات، معیاری درخور اعتنا برای ارزیابی جایگاه آن کشور در جدول رقابت‌های جهانی است. اینکه ما رقابت را به دشمنی تعبیر کنیم یا هر تحلیل و تفسیر دیگری که برای آن داشته باشیم تغییری در ماهیت آن نخواهد داد زیرا اصولاً تشکیل یک کشور و تعیین حدود و ثغور آن و تبعیت ملت از یک قانون منجر به مرزبندی‌هایی می‌شود که حتی اشتراک در فرهنگ، دین، لباس، زبان و نوع آب و هوا با سایر کشورها نیز نمی‌تواند به کمرنگ شدن مفهوم ملیت بیانجامد. مفهوم ملیت به اندازه‌ای جا افتاده است که حتی ورود در توافقات منطقه‌ای که به شکل‌گیری چیزی مانند اتحادیه‌ی اروپا ختم می‌شود هم مانع بازگشت کشوری مثل انگلیس و جدایی‌اش از این اتحادیه نمی‌شود و نهایتاً این بریتانیایی‌ها هستند که تصمیم می‌گیرند! منظور این است که متولیان و اداره‌کنندگان هر کشوری قبل از هر چیز در برابر مطالبات قانونی ملت خود و وعده‌هایی که خود داده‌اند مسئول هستند. لذا انتظار می‌رود که تمامی مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در همین چارچوب تعریف و دنبال شود! آنچه ترامپ را به گرداب استیضاحی با رنگ و بوی حزبی کشانید، شائبه‌ی فدا کردن منافع ملی در برابر منافع شخصی بود. از جمله عوامل تأثیرگذار بر وحدت رویه‌ی سیاسی کشورها علی‌رغم تفاوت در شعارها و نوع حکومت، منافع مشترک اقتصادی است. آمریکا و روسیه‌ی شوروی در اوج جنگ سرد، راهبردی شبیه به هم را برای چپاول جهان سومی‌ها دنبال می‌کردند و هر دو با به راه انداختن جنگ اسلحه می‌فروختند، کما اینکه هم اکنون نیز همکاری‌های امنیتی برای مقابله با تهدیدهای تروریستی، این دو کشور را با وجود رقابت‌های اقتصادی در یک جبهه قرار داده است. (ادامه…)