سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تلخ و گزنده
این یک واقعیت آشکار است که در جریان منازعات نظامی و حتی پیش از آن رسانه‌ها در راستای مدیریت افکار عمومی به یک رو در رویی تمام عیار فرا خوانده می‌شوند چنین امر مهمی ایجاب می‌کند که منابع خبری با آگاهی‌بخشی هدفمند و حداقل با سکوت در جهت حفظ و ارتقای اعتبار خود تلاش کنند. این موضوع در عصر ارتباطات که دستیابی به انواع خبرها صرفاً در انحصار کانون‌های اصلی درگیری نیست و شبکه‌ها و خبرگزاری‌های گوناگون به تحلیل رویدادها، گمانه‌زنی‌ها و تفسیر مصاحبه‌ها و نقل آنها می‌پردازند، دیدبانی خبر از سوی منابع اصلی خبر یعنی مسئولین و کارشناسان و متخصصین را مهم می‌نمایاند. چنین رویکردی در جلوگیری از تبدیل یک رویداد ناشی از خطای انسانی به فاجعه که به صورت سلاحی در دست دشمن قرار می‌گیرد تأثیر بسزایی دارد. چرا که رسانه‌ها در اینگونه موارد به دلیل نیازشان به آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی از یک سو و از سویی دیگر رقابت با سایر رسانه‌ها برای پاسخ به ولع مخاطبانی که به دنبال کسب خبر هستند ناگزیرند از قول مسئولین و کارشناسان مسئول و افراد خبره اطلاع‌رسانی کنند. در جریان سقوط هواپیمای مسافربری خط هوایی اوکراین که به شهادت مظلومانه عده‌ای از هموطنان و تنی چند از اتباع خارجی منجر شد و برخی منابع خبری بیگانه در اولین واکنش‌ها بر احتمال وقوع خطای انسانی تأکید داشتند، به سکوت گذرانیدن و ایجاد انتظار برای روشن شدن زوایای ماجرا می‌توانست از بار روانی آنچه اتفاق افتاده بکاهد. قابل کتمان نیست که شوک ناشی از عملیات تروریستی آمریکایی‌ها به اندازه‌ای زیاد بود که شاهد واکنش‌های عاطفی فراوانی بودیم به طوری که در جریان تشییع پیکر مطهر شهدا نیز مدیریت جمعیت عظیم سوگواران شرکت‌کننده در کرمان تحت تأثیر غلیان احساسات غیرقابل کنترل که حتی به نفرات موظف به ایجاد نظم نیز سرایت کرده بود، عده‌ای از هموطنان جان خود را از دست دادند. (ادامه…)