سرمقاله اسماعیل عسلی ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
تازیانه خورده ی خویش

در بحث تاریخ نویسی یا هر اثری که به دنبال رمز گشایی از زوایای پنهان رویدادهاست همواره این پرسش خودنمایی می    کند که ما در لابه لای رویدادها به دنبال چه هستیم . عموما پویش  های تاریخی که با هدف اثبات فرمولی از پیش نشان کرده دنبال می­ شود فرجام خوشی ندارد . نه این که بخواهیم بگوییم قانونی بر مناسبات اجتماعی حاکم نیست و یا رابطه ای منطقی بین آنچه رخ داده و رخ می    دهد وجود ندارد بلکه می    خواهم بگویم نگاه مبتنی بر فرضیه  های تابو شده به تاریخ نه تنها ما را به جایی نمی    رساند بلکه چه بسا ما را ناگزیر به ارائه ی تحلیلی غلط از برخی واقعیت  های غیرقابل انکار کند . لذا گاهی باید پیش از آن که بخواهی جانب کسی یا خط و ربط و جریانی را بگیری ، سعی در کشف رابطه ی علت و معلولی بین وقایع داشته باشی ؛ نظیر کاری که عبدالرحمن مجاهد نقی در کتاب ” تازیانه خورده ی خویش ” کرده است . نویسنده در این اثر قابل تامل بی آن که خود را در بازه ی زمانی خاصی محبوس کرده باشد با پیگیری مستندات مرتبط با رفتار برخی شخصیت  های فعال حزبی و سیاسی ضمن پرهیز از داوری  های جزم گرایانه. هدفی والاتر را دنبال کرده و خواننده را به پویش  های چند لایه برای رسیدن به انگیزه  های پنهان و کشف بستر رویدادها ترغیب می    کند و با این گونه قلمفرسایی تاکید می    ورزد که ما نباید با نگاهی گزینشی به برخی جریان  های تاریخی و اشاره به نتایج عینی عملکرد آنها به دنبال معرفی معیاری برای تعیین حق و باطل باشیم . (ادامه…)