سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
دشنام دشمنی
بازی با مفهوم دشمنی در کنشگری‌های سیاسی، تاریخی چند هزار ساله دارد که گاه در پیوند با پروسه‌ی ملت‌سازی از طریق مرزبندی‌های جغرافیایی، عقیدتی، قومی و نژادی کارایی زیادی پیدا می‌کند. درهم تنیدگی مسایل سیاسی با اقتصادی و فرهنگی در عصر ارتباطات باورمندی به وجود دشمن با معیارهای نژادی، عقیدتی و جغرافیایی را کمرنگ کرده و تنها در بحث اقتصادی است که می‌توان رقابت را به دشمنی تعبیر کرد. حتی در مواردی هم که کشورهای رقیب یکدیگر را به عدم رعایت حقوق انسانی و نادیده گرفتن ارزش‌ها متهم می‌کنند اهدافی اقتصادی دارند. درگیری‌های نژادی در آمریکا از منظر غیرآمریکایی‌ها بیشتر جنبه‌ی انسانی و حقوقی دارد اما در واقع ریشه در تقابل محرومیت‌ها و برخورداری‌ها دارد به طوری که حتی رئیس جمهور شدن یک سیاه‌پوست آفریقایی‌تبار نظیر اوباما نیز نمی‌تواند مرهمی بر زخم عمیق تبعیض نژادی باشد که با تاریخ آمریکا گره خورده است! اغلب کسانی که در دنیا بر طبل جنگ می‌کوبند و به آن افتخار می‌کنند برخلاف ادعایشان نه دغدغه‌ی دین، نژاد، قومیت و اختلافات سرزمینی دارند و نه به دنبال به کرسی نشانیدن حق هستند. معمولاً هر جا که منازعه بر سر قدرت باشد نیز به اقتصاد برمی‌گردد چرا که قدرت و ثروت همسایه‌ی دیوار به دیوار یکدیگر هستند و کمتر دیده شده که آرمانگرایان پس از ایجاد دگرگونی‌های اجتماعی و حاکم کردن مردم بر سرنوشت خود به جایگاه اصلی خود در اجتماع برگردند و از قدرت گریزان باشند به تعبیری دیگر همانگونه که ما معمولاً بر تن میل جنسی خود لباس عشق و محبت و تفاهم و همزیستی می‌پوشانیم و مستقیماً در مراسم خواستگاری بر سر اصل مطلب نمی‌رویم در عرصه‌ی سیاسی نیز در اکثر موارد، عدالت، حقوق بشر، باورها و خرده‌فرهنگ‌ها، تعلقات سرزمینی و دفاع از ارزش‌ها و پاسخگویی به مطالبات مردم نیز لباسی است که عده‌ای قدرت‌طلب بر تن منافع اقتصادی خود می‌پوشانند و مردم را فریب می‌دهند. (ادامه…)