سرمقاله
محمد عسلی
رابطه جنایت با تضاد سنت و مدرنیته
قتل عمدی یک دختر ۱۴ ساله به دست پدرش هر چند افکار عمومی را به شدت تحت تأثیر قرار داده است اما در طول تاریخ و به ویژه در بازه زمانی ۸۰ ساله اخیر اینگونه جنایتها و قتلهای خانوادگی هر چند به ندرت اما اتفاق افتاده و مِن بعد نیز اتفاق خواهد افتاد زیرا تعصبات دینی و قومی قبیلهای، خرده فرهنگها، میزان سواد و معلومات، نوع شغل، محیطهای بسته روستایی، فشارهای عصبی ناشی از فقر، چشم و همچشمی، ترس از قضاوتهای فامیلی که منجر به تحقیر خانواده میشود، نوع ارتباطات عاطفی و نهایتاً بیماری روانی شناخته شده یا نشده، هر کدام یا همه این گزینهها میتواند عامل یا سبب قتلهای ناموسی تلقی شود.
آنچه در این میان مهم است و نباید از آن غافل ماند نحوه ارتباط عاطفی پدر و مادر با فرزندان است. زیرا همیشه دشمنی، بدبینی، تنفر، تردید و غیرت و غرور عامل تحریک احساسات برای انجام جنایتهای خواسته و ناخواسته نمیشوند؛ بلکه گاه دوستیهای شدید و احساسات عاطفی قوی سرخورده و عدم توقع و انتظار از دیگری، در تحریک احساسات برای بروز خشم مؤثرند. (ادامه…)
- جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹
- سرمقاله
