سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
وقتی پای قدرت می‌لغزد
در بین مورخین و کسانی که علاقمند به مطالعه‌ی تاریخ هستند همواره شائبه‌هایی پیرامون درستی یا نادرستی رویدادها و سمت و سوی عملکرد شخصیت‌های تاریخی وجود داشته و دارد. اینکه ما به تاریخی شفاف دسترسی نداریم اغلب سر در آبشخور جانبداری‌های مبتنی بر نزدیکی و دوری از رویدادهای تاریخی دارد. ما هر چه از یک رویداد یا یک شخصیت تاریخی فاصله می‌گیریم شاهد بزرگنمایی‌های مبتنی بر دوستی‌ها و دشمنی‌ها هستیم تا جایی که یک شخصیت تاریخی گاه تا مرز خدا بودن پیش می‌رود و در نقطه‌ی مقابل دشمنانش او را تا مرز کفر هم می‌برند! بعضی‌ها می‌گویند اسکندر مقدونی شاخ داشته و برخی دیگر او را تا جایگاه شگفت‌انگیزی بالا برده‌اند. ایرانی‌ها پس از شکست بزرگی که از سپاه اسکندر خوردند برای مادر این فاتح که از سمت غرب آمده بود حرف درآوردند و پدری ایرانی برایش دست و پا کردند تا از آلام خود بکاهند! نباید انتظار داشته باشیم نادر شاه در چشم ایرانیان همان نادرشاهی باشد که هندی‌ها می‌شناسند. اینکه چنین نسبت‌های ناروایی به برخی شخصیت‌های تاریخی بعد از صدها سال توجیه و تفسیر مذهبی و دینی پیدا کرده و تابوسازی‌هایی که برای شخصیت‌های محبوب صورت گرفته، تنها برای بعضی‌ها اعتبار دارد نه مورخینی که صرفاً بر اساس مستندات و وجود روابط علت و معلولی به تحلیل رویدادهای تاریخی می‌پردازند. (ادامه…)