یادداشت طنز سردبیر اسماعیل عسلی ۵ مهر ۱۳۹۹
هنوزم داره میره

ننه ی اردوان چین انداخته بود تو پیشونی و از بن دندون می گفت: مرغ یی پا داره و چیش دوخته بود تو چیش مش کرامت بقال و تهدید می کرد که اگه بساط کفتر بازی فتح الله طوقی جابجا نشه ، سر و کارش با کلانتریه و صداش پیچیده بود تو محل که معنی نمیده پسره ی بی چشم و رو با اون قد قناسش از صبح تا شب زاغ سیاه زن و بچه ی مردم رو از رو پشت بون چوب بزنه و پارچه بکنه سر کفگیر مسی و تو هوا تکون بده و کفتر بچرونه که حالو مثلا میخواد چطور بشه ؟ این همه سال که کفتر تو هوا چرخوند دلار اومد پایین یا طلا ، پیاز اومد پایین یا سیب زمینی . میدونی مش کرامت خدا این کفترای بی زبون رو خلق نکرده که بچه ی شما باهاشون بازی کنه ، اصلا کفتر بازی سرش رو بخوره میخواد کفتر بازی کنه بره تو بیابون که هیچ کس نیست ! (ادامه…)