سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۲۳ بهمن ۱۳۹۹
موازنه ای صادقانه
تاکنون چالش های فراوانی بر سر ارائه ی تعریفی واقع بینانه از انقلاب را شاهد بوده ایم . هر چند واژه انقلاب به معنای دگرگونی بنیادین در همه ی زمینه ها استاست ولی آیا هر گونه تغییری را می توان از منظر اجتماعی و سیاسی و اقتصادی به انقلاب تعبیر کرد ؟ مسلما نه .! آیا انقلاب را می توان جایگزینی افراد در پست ها و مسئولیت ها ی مهم دانست ؟ در این مورد هم پاسخ منفی است زیرا آنچه برای مردمی که انقلاب کرده اند مهم است ، آمدن کسانی دیگر که جانشین افراد پیشین می شوند نیست بلکه مردم به دنبال نتیجه ای هستند که از این جابجایی ها حاصل می شود ! ممکن است کسانی تصور کنند که تغییر نام ها می تواند انقلاب تلقی شود ! اما به هیچ وجه این گونه نیست زیرا برای مردم مهم نیست که نام یک نظام ، خیابان و یا سازمان و اداره چه باشد بلکه آنچه اهمیت دارد اتفاقی است که در آن نظام ، خیابان و اداره و سازمان می افتد .اولویت تغییرات شکلی بر تغییرات محتوایی نیز چیزی نبوده که مردم ظرف چهار دهه ی گذشته به دنبال آن بوده باشند هر چند مردم معمولا از تغییرات شکلی که به دنبال تغییرات محتوایی صورت می گیرد استقبال می کنند به همین دلیل لازم نمی بینند که بخش زیادی از انرژی انقلاب صرف تغییرات شکلی صرف نظر از تغییرات محتوایی شود ! تغییر نام ها اگرچه انتظار آفرین است و روی چشمداشت مردم تاثیر می گذارد اما هدف اصلی از وقوع انقلاب نبوده و نیست ! چه بسیار نام هایی که بی حساب و کتاب تغییر کرد و بعدها ناگزیر شدند دوباره به همان نام اول برگردند .برای نمونه وقتی متوجه شدند که با ایجاد سونامی تغییر نام برخی از ساختمان ها و مدارس و بیمارستان های اوقافی نه تنها چیزی عوض نمی شود بلکه واقفین را از کرده ی خود پشیمان می کند ! دوباره به همان نام اول برگشتند ! (ادامه…)
- چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹
- سرمقاله
