سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۴ آبان ۱۳۹۹
چه دشوار است

بسیاری از سالمندان و ریش سفیدها به یاد نمی آورند که شاهد بیماری واگیر دار و کشنده ای نظیر کوویید ۱۹ بوده اند . این بیماری به گواهی تاریخ هیچ شباهتی به امراضی مانند آبله ، سرخک ، دیفتری ، وبا و سایر بیماری های شناخته شده ندارد . شاید یکی از دلایل دامن زدن به این ذهنیت که ممکن است عوامل غیرطبیعی و انسانی در تولید چنین ویروسی دخیل باشند نیز همین ویژگی های منحصر به فرد است . طبیعی است که در این میان نیز عده ای چنین پدیده ای را به عوامل متافیزیکی نسبت دهند که نفی و اثبات آن به این سادگی نیست . در واقع شرایط موجود به ما اجازه نمی دهد که موضوع پیشگیری و درمان را از اولویت خارج کرده و به چنین موضوعات حاشیه ای بپردازیم . آنچه ذهن گردانندگان جوامع بشری را در سراسر جهان درگیر کرده پیدا کردن راهی برای نجات مردم از خطرات و پیامدهای کروناست . تا جایی که حتی رویدادهای سیاسی و علمی و اجتماعی نظیر آموزش ، کار ، برگزاری نمایشگاه های هنری ، صنعتی و همایش ها و کنسرت ها و سینما و تئاتر و بزرگداشت ها به مناسبت های گوناگون از حالت حضوری خارج شده و به صورت ویبنار و آنلاین برگزار می شود اما این پرسش کماکان مطرح است که چرا با توجه به آمار ابتلای بالای مردم کشورمان و مرگ و میر فراوان به نسبت جمعیت هنوز هم شاهد تداوم تحریم ها ، کمبود دارو و در اولویت بودن برخی موضوعات دیگر هستیم . چون پاسخ این پرسش بر عهده ی من نیست به سرعت از آن عبور می کنم و به موضوع دوم می پردازم . (ادامه…)

سرمقاله محمد عسلی ۲۲ آبان ۱۳۹۹

خداحافظ کتاب
کودکی ام را در کلبه ای گلین و تاریک گذراندم که درب خروجی آن به باغی باز می   شد. روبرو درختان انار که در بهار با گل انارهای پیچیده درهم امید تابستانی پرمحصول می   دادند و در میانه درختان بادام   هایی که عطر شکوفه   هایشان مستی کودکانه را به ذوق سرشاری پیوند می   زد تا از ابتدا و انتهای باغ را یک نفس بدوم و آواز هزاران را به زیبایی قمری   های میهمان پیوند زنم.
باغ در هر بهار، گل   های زرین کدوها را به چشم می   کشید و ذائقه را برای خوردن خورشتی دلچسب تحریک می   کرد.
شبانه در زمستان بخاری هیزم سوزی شعله می   کشید و اجاق را با ذغال   های افروخته پر می   کرد تا در کنار هم به روایت پدر به قصه   های شیرین زمستانی مشتاقانه گوش دهیم و کتاب   های عاق والدین، موش و گربه، سمک عیار، خرم و زیبا، حافظ، نصاب الصبیان، حسین کرد شبستری، نان و حلوا و شیر و شکر مرحوم شیخ بهائی، کلیات سعدی و نهایتاً قرآن را که پیوسته در دست مادر و پدر به قرائت روزانه فرصت خاتمه نمی   یافت را بخوانیم و بشنویم و به هر دیدار اتاق جلوی چشمانمان مثل نان گرم صبحگاهی که از روی تابه داغ برداشته ایم را در حافظه بسپاریم. (ادامه…)

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۲۱ آبان ۱۳۹۹
مانده ایم که چه کنیم
مردمی که منتظر یک رویداد بیرونی برای بهبود احوالات درونی خود به سر می برند دچار خود فریبی هستند. خداوند چنین چیزی را وعده نداده و هر گز محقق نخواهد شد. زیرا صراحتا در قرآن فرموده است: “ما سرنوشت هیچ جامعه ای را تغییر تمی دهیم مگر این که خودشان از درون تغییر کنند”. در داستان   های نمادین عرفانی نظیر آنچه عطار نیشابوری در منطق الطیر مطرح
می کند نیز عنوان شده است: کسانی که در آرزوی سیمرغ هستند باید بدانند که وقتی خودشان
سی مرغ شوند سیمرغ رخ می نماید. یعنی خودشان باید دست به کار شوند، حرکت کنند و ناهمواری   ها و مشکلات راه رسیدن به مدینه ی فاضله ای که آرزویش را دارند به جان بخرند تا به مرحله ای از ظرفیت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و معرفت درونی برسند که به توانایی   های خویش برای برقراری مناسباتی مبتنی بر ارزش   های انسانی ایمان بیاورند.امام جعفر صادق (ع) نیز می فرمایند: کسانی که در انتظار مصلح به سر می برند، خود باید صالح باشند.البته حساب کسانی که دچار استضعاف فکری هستند از دیگران جداست و آنها کسانی هستند که سیل آنها را با خود خواهد برد نظیر همان اتفاقی که در انقلاب   ها می افتد و در آغاز کار تعداد انقلابیون انگشت شمار هستند و بیشترین هزینه را آنها می پردازند اما وقتی سیل به حرکت درمی آید چه بسا انقلابیون اصلی در کشاکش تندروهای مدعی انقلابی گری به سازشکاری متهم شوند ! (ادامه…)