سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
سرچشمه های قدرت
اگر آدمی می توانست به تنهایی برطرف کننده ی نیازهای خود باشد به زندگی اجتماعی روی نمی آورد و به قوانین و مقرراتی که باید بر انواع مناسبات حاکم باشد تن نمی داد. پیوستن به جامعه برای یک فرد به منزله پیوستن قطره ای به دریاست. یک قطره نمی تواند موج آفرین، چشم نواز و در بر دارنده خصوصیات دریا باشد اما همین که به دریا پیوست از تمامی امتیازهای دریا بودن برخوردار می شود.
تمامی انسان ها جدای از این که خواستار بهره مندی از امتیازات زیستن در اجتماع هستند قدرتی را جستجو می کنند تا در سایه ی آن خود را از ویژگی هایی که به آنها اعتبار و امکان به خدمت درآوردن دیگران را اعطا می کند برخوردار سازند.
انسان ها به تجربه آموخته اند که دانش، هنر، ثروت، اخلاقمداری و موقعیت ناشی از قبول مسئولیت، قدرت آفرین هستند. منظور از موقعیت نقطه ای است که هر کسی در آن قرار گیرد می تواند متناسب با نیازی که دیگران به او پیدا می کنند از آنها بهره برداری کند. فرضا به شخصی می گویند تو مسئول توزیع کود شیمیایی در روستاهای فلان منطقه هستی. همین موقعیت و مسئولیت کوچک می تواند او را در کانون توجه تمامی کشاورزان نیازمند به کود شیمیایی قرار دهد. طبیعی است که اگر این شخص به هر خانه ای در آن منطقه وارد شود از او به گرمی پذیرایی کنند و اگر انسان درستکاری باشد می تواند با عملکردی که رضایت همگان را به دنبال دارد به مقام های بالاتر برسد که قدرت بیشتری به او می دهد و اگر شخص خلافکاری باشد در همین مسئولیت بار خود را می بندد و از ثروتی که اندوخته است در جایی سرمایه گذاری می کند و ظرف چند سال به قدرت ناشی از ثروت دست پیدا می کند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
چرا ارز گران شد؟
وقتی انقلاب پیروز شد، بانک مرکزی ایران یک لیست چند صد نفره از فراریان و خارج کنندگان ارز منتشر کرد و متعاقب آن اعلام خطر نمود. سران ارتش، وزرای دولت، صاحبان کارخانجات، طایفه هزار فامیل درباری و تمام کسانی که جمهوری اسلامی را برنمی تابیدند به میزان زیادی که سابقه نداشت ارز از کشور خارج کردند. شاه و برادران و خواهرانش هم قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ارزهای کلانی از کشور خارج نمودند.
در چنین شرایطی ارز ۸ تومانی تا ده برابر گران شد و ارزش پول ملی ظرف دو الی سه ماه به یک هشتم تقلیل پیدا کرد. وقتی سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام تسخیر شد و کارکنان و دیپلمات های آن به گروگان گرفته شدند، آمریکا تحریم های چندی بر علیه ایران اعلام کرد و نرخ ریال را شناور ساخت.
روند کاهش پول ملی گاه به سرعت و گاه به آرامی ادامه یافت. جنگ تحمیلی هشت ساله که بر اساس اعلام دولت وقت ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت بر جای گذاشت تقریباً تمام ذخایر ارزی ایران را بلعید و به قول یکی از دست اندرکاران بانکی آن زمان یکی از دلایل قبول قطعنامه ۵۹۸ به ته دیگ خوردن کفگیر بود.
بعد از پذیرش قطعنامه، نخست نرخ ارز روند نزولی گرفت و سازندگی شروع شد اما تحریم های دولت آمریکا به مرور و به بهانه های مختلف از جمله مخالفت با فراوری های انرژی هسته ای همه گیر شد و دولت های اروپایی هم به آن پیوستند. این روند اقتصاد ایران را نشانه رفت و چون دولتمردان ایرانی را نتوانستند به سازش بکشانند فشارهای سیاسی و اقتصادی را با جنگ نرم که همان جنگ رسانه ای باشد افزایش دادند تا آنجا که نرخ یورو در سال ۸۴ تقریباً به ۱۰۰۰ تومان رسید. (ادامه…)

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی
به کجا می‌رویم؟!
به بیراهه نرفته‌ایم اگر بگوییم ما هنوز درک واقع‌بینانه‌ای از آنچه در جامعه‌مان می‌گذرد نداریم. چرا راه دوری برویم؛ برای نمونه مفهوم سرکشی مدنی را سبک سنگین کنیم ببینیم آیا می‌توانیم حدس بزنیم چند درصد از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران اهل سرکشی مدنی و نادیده انگاشتن قانون و مقررات هستند؟ سرکشی مدنی یک مفهوم کلی است و شامل تمامی رفتارهایی می‌شود که از هنجارمندی معطوف به ضرورت‌های اجتماعی فاصله دارد. اصولاً هر عملی که به منزله‌ی بی‌اعتنایی به نظم و قانون باشد و به جابجایی آنچه در موضع خود قرار دارد منجر شود گونه ای سرکشی مدنی است حتی اگر چنین رفتاری در چهاردیواری خانه‌ی محل زندگی خودمان اتفاق بیفتد!
آنچه موجب می‌شود ما بسیاری از رفتارهای نهادینه شده را از مصادیق سرکشی مدنی ندانیم این است که به تدریج از کراهت آن کاسته‌ایم و به عنوان غلطی مصطلح پذیرفته‌ایم. به همین دلیل است که بسیاری از جرم و جنایت ها و خطاها اساسا دیده نمی‌شوند. به همین دلیل وقتی می‌شنویم که یک مسئول در کره جنوبی یا فرانسه یا حتی فلان کشور آفریقایی تنها و تنها به دلیل ایفای نقش در فراری دادن و همدستی با فردی متهم (و نه محکوم) به چندین سال زندان محکوم گردیده، شگفت‌زده می‌شویم.
مردم ساکن در جوامعی که افزایش یک دهم درصدی نرخ تورم را برای مدت یکسال برنمی‌تابند وقتی می‌شنوند که در ایران ظرف مدت ۷۲ ساعت قیمت یک کالا ۲۵ درصد افزایش پیدا می‌کند، احساس می‌کنند که در اینجا قانون وجود خارجی ندارد. (ادامه…)