سرمقاله اسماعیل عسلی- سردبیر ۸ خرداد ۱۳۹۹
تدکری شتابزده
واکنش‌های مردمی به رویدادهای سیاسی و اقتصادی و حتی مناسبات اجتماعی بیانگر این نکته‌ی قابل تأمل است که سمت‌گیری شتابناک افکار عمومی به عمل‌گرایی را نمی‌توان انکار کرد. مردم عمل‌گرا شده‌اند بدین معنی که دیگر به شعارها، دیدگاه‌ها و حتی برنامه‌ها توجه چندانی ندارند بلکه بر اساس نتایج عینی موضع‌گیری‌ها و رفتارها و دیدگاه‌ها داوری می‌کنند. وقتی کوهی موش می‌زاید نباید انتظار داشت که مردم به ادعاهای واهی روی خوش نشان دهند. بی‌تردید چنین رویکردی باعث می‌شود مدیریت افکار عمومی با سخن و ایده‌پردازی و طرح شعارهایی تحت عنوان ترسیم افق‌های پیش رو، کار آسانی نباشد. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
اگر مجلس در رأس امور بود
اگر مجلس در رأس امور بود قانون انتخابات به گونه‌ای تدوین می‌گردید که نمایندگانی واجد شرایط در موضوعات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و اجتماعی دارای تخصص و تجربه‌های مورد نیاز با یکدیگر رقابت کنند.
لازمه این رقابت در یک حکومت مردم‌سالار وجود احزاب آزاد و فعال است که بتوانند مردم را نسبت به مسایل مختلف کشور آشنا کنند و با فعالیت‌های حزبی در رقابتی سالم افراد متقاضی نمایندگی را به مردم معرفی نمایند.
رسانه‌ها اعم از رسانه‌های صوتی- تصویری و مکتوب نیز زمانی می‌توانند به روشنگری و شفاف‌سازی بپردازند که مدیران و سردبیران آنها از سواد و تجربه کافی و دانش روزنامه‌نگاری برخوردار باشند و در این راه به تجربیات متناسب با نیازهای روز جامعه دست یافته باشند.
نکته مهم‌تر آنکه مجلس می‌باید از چنان اقتداری برخوردار باشد که هیچیک از اعضاء دولت نتوانند، با رانت و واسطه‌گری دهان نماینده را ببندند و او را از مسئولیت و وظایف مهمی که عهده‌دار شده باز دارند.
اگر هر یک از نمایندگان مجلس شورای اسلامی عالم و عامل به وظایف و اختیارات خود که در قانون اساسی آمده است باشند و به قسمی که یاد کرده‌اند باور داشته باشند نباید از میان آنان افرادی فرصت‌طلب، سودجو، اختلاسگر و رانت‌خوار پیدا شود. (ادامه…)

سرمقاله اسماعیل عسلی- سردبیر
این گفته‌ها را شوخی نگیرید
رقابت بر سر تصدی ریاست مجلس از زمان انصراف علی لاریجانی برای نامزدی در دوره یازدهم انتخابات مجلس کلید خورد. تا پیش از آن شاهد شکل‌گیری موجی از انتقادها نسبت به نحوه اداره‌ی مجلس و کاهش رنگ و بوی مردمی آن از سوی برخی کنشگران سیاسی بودیم. ضمن اینکه خاندان لاریجانی خصوصاً در پنج سال گذشته ناگزیر به تحمل انتقادات شدید نسبت به عملکرد خود در پست‌های حساس کشوری بودند. موضع انفعالی مجلس در بسیاری از بحران‌های سیاسی و اقتصادی، ضعف بدنه‌ی کارشناسی کمیسیون‌ها، تأثیرپذیری مجلس از جریانات بیرونی و قدرت‌های در سایه، مصوبه‌های کم‌رمق و عدم برخورداری مصوبات مهم مجلس از ضمانت اجرایی، ورود بسیاری از نمایندگان مجلس به چالش‌های کم‌اهمیت سیاسی و اجتماعی و غلبه‌ی حاشیه بر متن در فعالیت‌های محوری نمایندگان، سهم برخی از نمایندگان در پرونده‌های قضایی و مفاسد اقتصادی، کم و کیف نقش مجلس در ترسیم سیاست خارجی کشور و ناتوانی این نهاد مشورتی در الهام‌گیری از دیدگاه‌های مردمی، تبدیل شدن مجلس به یکی از کانون‌های رانت، آماج قرار گرفتن مجلس در جریان برخی افشاگری‌های جناحی، متهم شدن رئیس مجلس به مهندسی مصوبات و نطق‌های پیش از دستور و بی‌توجهی به تذکرات آیین‌نامه‌ای و … همه و همه زمینه‌ساز نقش کمرنگ مردم در یازدهمین دوره انتخابات مجلس بود به طوری که تلاش‌های فردی مبتنی بر صلاحیت علمی برای راهیابی به مجلس را به تلاش‌های حزبی و جناحی تبدیل کرد و از آنجایی که احزاب از پایگاه مردمی قوی برخوردار نبودند شاهد برگزاری انتخاباتی با کمترین شور و هیجان سیاسی و اجتماعی بودیم. هر چند نمی‌توان نقش بحران اقتصادی و معیشتی و برخی حوادث را بر پایین آمدن میزان مشارکت انکار کرد. هم اکنون چنگ‌اندازی بر کرسی ریاست مجلس برای کنشگران سیاسی و جریان‌های محفلی و جناح‌های راه‌یافته به مجلس حائز اهمیت شایانی است. (ادامه…)