سرمقاله
محمد عسلی
جایی که عقاب پر بریزد
از ویژگی‌های کاپیتالیسم «سرمایه‌داری» منفعت‌طلبی است که به هر وسیله‌ای توجیه‌پذیر است.
انسان‌ها ابزار تولیدند و هر آنچه بر آنها فرمان می‌دهد و برده‌داری نوین را رواج داده است علاوه بر سرمایه و سرمایه‌دار سیستم ماشینی است که صنعت را گسترش داده و مصرف‌گرایی را تبلیغ می‌کند.
آمریکا به عنوان کشوری که قطب سرمایه‌داری است تبعیض، بی‌عدالتی و نژادپرستی را به صورت قانونمند به مردم تحمیل می‌کند و عادت کردن به رعایت قوانین ظالمانه دری است که از کودکستان تا دانشگاه و از کارگاه‌های کوچک تا کارخانه‌های بزرگ می‌باید مورد قبول همه باشد تا کارگران بتوانند به زندگی ادامه دهند.
آمریکا از زمان تأسیس تاکنون به صورت‌های مختلف تبعیض نژادی را به صورت ریشه‌ای در فرهنگ و سیستم اداری خود پیاده کرده و علیرغم تبلیغ وسیع و گسترده قانون حقوق بشر که مانند چماق بر سر دیگر کشورها نگهداشته خود در رعایت و اجرای آن با تساهل و تسامح برخورد کرده و هر زمان که منافع سرمایه‌داری به خطر افتاده از اجرای آن عدول کرده است.
آنچه که امروز در تظاهرات مردم شهرهای آمریکا رسانه‌ای شده، نشان‌دهنده اوج خشونت سرمایه‌داری و سرمایه‌داران است. سرمایه‌دارانی مانند ترامپ که همانند خرس وحشی با چنگ و دندان به مردم معترض کشور خود حمله‌ور شده و مدام نعره می‌کشد که می‌کشم! نابود می‌کنم! و سگ‌های وحشی کاخ سفید را به جانتان می‌اندازم. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
کمیسیون تحلیل
شاید در تمامی سال‌هایی که نوع بشر روی کره خاکی زندگی را تجربه کرده با پدیده‌ای نظیر کرونا مواجه نشده است زیرا بیماری کرونا در عصر ارتباطات و مهاجرت‌ها و حمل و نقل سریع ظرف کمتر از چند ماه همه‌ی کشورها را درنوردیده و به همه جا رسوخ کرده و روی تمامی برنامه‌ها و سبک زندگی و نحوه‌ی تعاملات اقتصادی و فرهنگی تأثیر منفی گذاشته و گزینه‌های ناگزیری را در برابر همگان قرار داده است. اگرچه منطقی‌ترین گزینه رعایت پروتکل‌های بهداشتی است اما این امر به سادگی گفتن آن نیست. وقتی اقتصاد زمین‌گیر می شود بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند خطر ابتلا به این بیماری را بپذیرند ولی ارتباطشان با کار و فعالیت اجتماعی و فرهنگی قطع نشود. به همین دلیل اعمال قرنطینه و ممنوعیت حضور مردم در محل کار و تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها در درازمدت تضمین‌کننده‌ی اهداف تعیین شده برای آن نیست ضمن اینکه طبقات اجتماعی گوناگون به یک نسبت پروتکل‌های بهداشتی را رعایت نمی‌کنند به طوری که خطر ابتلا به کرونا مانند خطر تصادف جاده‌ای دوطرفه است و هر چند عده‌ای در هر شرایط رعایت می‌کنند اما عده‌ای دیگر با بی‌توجهی حاصل زحمات آنها را به باد می‌دهند.
حتی تصور اینکه تداوم جولان دادن این ویروس در درازمدت تا چه اندازه می‌تواند بحران‌آفرین باشد هم نگران‌کننده است. شاید روزی برسد که خسارت ناشی از بی‌اعتنایی به ویروس کرونا کمتر از پذیرش قرنطینه و تعطیلی کانون‌های کار و فعالیت باشد. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
رابطه جنایت با تضاد سنت و مدرنیته
قتل عمدی یک دختر ۱۴ ساله به دست پدرش هر چند افکار عمومی را به شدت تحت تأثیر قرار داده است اما در طول تاریخ و به ویژه در بازه زمانی ۸۰ ساله اخیر اینگونه جنایت‌ها و قتل‌های خانوادگی هر چند به ندرت اما اتفاق افتاده و مِن بعد نیز اتفاق خواهد افتاد زیرا تعصبات دینی و قومی قبیله‌ای، خرده فرهنگ‌ها، میزان سواد و معلومات، نوع شغل، محیط‌های بسته روستایی، فشارهای عصبی ناشی از فقر، چشم و هم‌چشمی، ترس از قضاوت‌های فامیلی که منجر به تحقیر خانواده می‌شود، نوع ارتباطات عاطفی و نهایتاً بیماری روانی شناخته شده یا نشده، هر کدام یا همه این گزینه‌ها می‌تواند عامل یا سبب قتل‌های ناموسی تلقی شود.
آنچه در این میان مهم است و نباید از آن غافل ماند نحوه ارتباط عاطفی پدر و مادر با فرزندان است. زیرا همیشه دشمنی، بدبینی، تنفر، تردید و غیرت و غرور عامل تحریک احساسات برای انجام جنایت‌های خواسته و ناخواسته نمی‌شوند؛ بلکه گاه دوستی‌های شدید و احساسات عاطفی قوی سرخورده و عدم توقع و انتظار از دیگری، در تحریک احساسات برای بروز خشم مؤثرند. (ادامه…)