سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
دردهای پنهان
مثبت شدن تست کرونای ۴۷ راننده تاکسی در شیراز که اخیراً بازتاب گستردهای در رسانهها داشت میتواند الگویی مناسب برای درک ابتلائات نهفتهای باشد که در زمینههای گوناگون با آن مواجه هستیم و از آنجایی که زمینهای برای پی بردن به وجود آن ایجاد نمیشود آن را کتمان میکنیم. سخنان دردمندانهی وزیر بهداشت در روزهای کرونایی به منزلهی نمکی بر زخمهای ناسور شده است. از یک سو این وزارتخانه خود را ملزم به اجرایی کردن پروتکلهای بهداشتی میداند تا عملکردی قابل دفاع در این زمینه داشته باشد و از سویی دیگر سایر وزارتخانهها و کسبه و دکانداران نیز برای بازگشاییها و بازگشت به فعالیتهای عادی بر گردهی این وزارتخانه فشار وارد میکنند.
تصور نکنید سایر وزارتخانهها وضعیت بهتری دارند. همین وزارت جهاد کشاورزی را در نظر بگیرید که با چه معضلاتی دست و پنجه نرم میکند که عمدتاً ناشی از ناهمخوانی وظایف تعریف شده است. در ماجرای غمانگیز آتشسوزی جنگلها برخی از کارشناسان فعال در حوزه جنگلبانی میگفتند وزارت جهاد کشاورزی از یک سو موظف به بالا بردن سطح زیر کشت و رسیدن به مرحلهی خودکفایی در تولید محصولات گوناگون است لذا با تخریب جنگلها و چرای دام برخورد جدی ندارد و از سویی دیگر همین وزارتخانه باید از جنگلها حراست کند. وزارت آموزش و پرورش هم شرایط بهتری از سایر وزارتخانهها ندارد چرا که از یک سو به معلم میگویند باید شئونات معلمی را رعایت کنی و از سویی دیگر حقوق مکفی به او پرداخت نمیکنند. طبیعی است که در چنین شرایطی احتمال اینکه معلمی ناگزیر به کرایهکشی و کار در بازار شود کم نیست. با این وضع دیگر بحث رعایت شئونات معلمی امکانپذیر نخواهد بود. (ادامه…)
- شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۹
- سرمقاله
سرمقاله محمد عسلی ۱۷ خرداد ۱۳۹۹
جهان پس از کرونا
آنچه امروز در آمریکا و کشورهای پیشرفته میگذرد نشانهای از گسیختگی و به هم ریختگی سیستمی است که ملتها را به اسارت داوطلبانه عادت داده و تولید و مصرف را هدف نهایی و غایی سرمایهداری قرار داده است.
سیستمی که بر پایه قدرت مادی بنا شده و رفاه و آسایش را در پولدار شدن تبلیغ میکند.
زنجیره این سیستم به گونهای است که کوچکترین نقص یا نارسایی در هدف غایی تأثیر گذاشته بروندادها را در راستای دروندادها تعریف میکند.
بیکاری ناشی از توقف موقت کارخانجات، کارگاهها و حمل و نقل کالاها و خدمات بازار بورس و داد و ستدهای معمولی را از کار انداخته، نظم اقتصاد خرد و کلان را مغشوش کرده است. (ادامه…)
- جمعه ۱۶ خرداد ۱۳۹۹
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
دشنام دشمنی
بازی با مفهوم دشمنی در کنشگریهای سیاسی، تاریخی چند هزار ساله دارد که گاه در پیوند با پروسهی ملتسازی از طریق مرزبندیهای جغرافیایی، عقیدتی، قومی و نژادی کارایی زیادی پیدا میکند. درهم تنیدگی مسایل سیاسی با اقتصادی و فرهنگی در عصر ارتباطات باورمندی به وجود دشمن با معیارهای نژادی، عقیدتی و جغرافیایی را کمرنگ کرده و تنها در بحث اقتصادی است که میتوان رقابت را به دشمنی تعبیر کرد. حتی در مواردی هم که کشورهای رقیب یکدیگر را به عدم رعایت حقوق انسانی و نادیده گرفتن ارزشها متهم میکنند اهدافی اقتصادی دارند. درگیریهای نژادی در آمریکا از منظر غیرآمریکاییها بیشتر جنبهی انسانی و حقوقی دارد اما در واقع ریشه در تقابل محرومیتها و برخورداریها دارد به طوری که حتی رئیس جمهور شدن یک سیاهپوست آفریقاییتبار نظیر اوباما نیز نمیتواند مرهمی بر زخم عمیق تبعیض نژادی باشد که با تاریخ آمریکا گره خورده است! اغلب کسانی که در دنیا بر طبل جنگ میکوبند و به آن افتخار میکنند برخلاف ادعایشان نه دغدغهی دین، نژاد، قومیت و اختلافات سرزمینی دارند و نه به دنبال به کرسی نشانیدن حق هستند. معمولاً هر جا که منازعه بر سر قدرت باشد نیز به اقتصاد برمیگردد چرا که قدرت و ثروت همسایهی دیوار به دیوار یکدیگر هستند و کمتر دیده شده که آرمانگرایان پس از ایجاد دگرگونیهای اجتماعی و حاکم کردن مردم بر سرنوشت خود به جایگاه اصلی خود در اجتماع برگردند و از قدرت گریزان باشند به تعبیری دیگر همانگونه که ما معمولاً بر تن میل جنسی خود لباس عشق و محبت و تفاهم و همزیستی میپوشانیم و مستقیماً در مراسم خواستگاری بر سر اصل مطلب نمیرویم در عرصهی سیاسی نیز در اکثر موارد، عدالت، حقوق بشر، باورها و خردهفرهنگها، تعلقات سرزمینی و دفاع از ارزشها و پاسخگویی به مطالبات مردم نیز لباسی است که عدهای قدرتطلب بر تن منافع اقتصادی خود میپوشانند و مردم را فریب میدهند. (ادامه…)
- دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹
- سرمقاله