سرمقاله
محمد عسلی
اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی
اگر انسان ذاتاً مدنی بالطبع است و گرایش به زندگی جمعی دارد، الزاماً زندگی اجتماعی بدون قانونی که همه مکلف به رعایت آن باشند اگر هم امکانپذیر باشد عدالت و سلامت ندارد.
رعایت قانون در جامعه طبقاتی از بالا به پایین نتیجه‌بخش است و ایجاد باور می‌کند. جامعه بی‌طبقه هم در هیچ جای جهان وجود ندارد و آنچه را مارکس و انگلس در مانیفست کمونیست سر هم کردند به تجربه ثابت شد عملی نبود و نیست.
قوانین و تشکیلات دولتی بر اساس یک قرارداد اجتماعی شکل می‌گیرند. بدین معنی که انسان‌ها می‌پذیرند اعمال بخشی از اراده‌های خود در ایجاد نظم و تصویب قانون و نیز تعقیب و دستگیری و محاکمه و مجازات مجرمین را به حاکمیتی واگذار کنند که دست به انتخاب آنها زده‌اند.
قوای سه‌گانه مجریه، مقننه و قضائیه که می‌باید قوایی مستقل از یکدیگر باشند حاصل توافق حاکمیت با ملت است بر اساس قراردادی که به قانون تبدیل شده است.
نظام حکومتی ایران که به نام جمهوری اسلامی خوانده می‌شود به لحاظ شکلی جمهوری است و از نظر محتوایی اسلامی به معنایی دیگر با توجه به تبعیت از سه قوا حکومتی نیمه پارلمانی و نیمه ریاستی است که ولی فقیه در رأس آن از اختیارات ویژه‌ای برخوردار است طبق قانون اساسی که به تصویب ملت رسیده است. (ادامه…)

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۲۴ خرداد ۱۳۹۹
نرده‌ها و گزمه‌ها
اگر بخواهیم اولویت‌های زندگی را فهرست کنیم امنیت در رتبه‌ی نخست قرار می‌گیرد. مقوله‌ی امنیت زیرشاخه‌های گوناگونی دارد از امنیت غذایی گرفته تا کار و مسکن که صد البته امنیت جانی و مالی زیر چتر حقوق شهروندی مفهوم و مصداق پیدا می‌کند.
برای کسانی که درکی واقع‌بینانه از امنیت ندارند این تصور وجود دارد که حراست از امنیت عمومی و اشخاص وظیفه‌ی نیروهای انتظامی و سازمان‌ها و نهادهایی است که در مرحله‌ی بازدارندگی ایفای نقش می‌کنند. در صورتی که هیچ برنامه، طرح، وظیفه، شغل و فعالیتی نیست که فاقد پیوست امنیتی باشد.
لزوم رعایت نکات امنیتی در پخت غذا، احداث یک سازه‌ی مسکونی و تجاری، ایجاد راه، خیابان و پیاده‌رو، ساخت خودرو، تولید هر نوع کالا، دامداری، کشاورزی و … بیانگر این واقعیت است که ما در تمامی فعالیت‌ها به نوعی با مفهوم امنیت سر و کار داریم. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
شنیدن کی بود مانند دیدن
برخورداری از قدرت برانگیختن و همراه ساختن دیگران با خود اگر با استفاده از اهرم‌های تشویقی مبتنی بر نیاز مادی صورت نگیرد، به نفوذ معنوی تعبیر می‌شود. کسانی از چنین قدرتی برخوردار می‌شوند که بتوانند سایر انسان‌ها را متقاعد کنند که با آنها درد، هدف و سرنوشت مشترکی دارند. ویژگی بارز نفوذ معنوی این است که هزینه‌ی همراه ساختن دیگران با خود را به پایین‌ترین حد ممکن می‌رساند تا آنجا که عده‌ای حاضر می‌شوند جان خود را فدای زندگی کسی کنند که او را دوست می‌دارند!
تقریباً همه انسان‌ها در جستجوی چنین نفوذی هستند چرا که در لحظه لحظه‌ی زندگی به همراهی دیگران نیازمندند. هر چند راهی که همگان برای کسب محبوبیت طی می‌کنند یکسان نیست. ساده‌ترین راه نفوذ در قلب دیگران محبت کردن، دادرسی و یاری، بخشندگی، ابراز مظلومیت، تفوق و اشراف علمی و محبوبیت از طریق انجام کارهای خارق‌العاده است. به همین دلیل دانشمندان و هنرمندان می‌توانند از قدرت نفوذ بالایی برخوردار باشند هر چند بالاترین سطح نفوذ معنوی را می‌توان در پیامبران سراغ گرفت. (ادامه…)