سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
ملزومات اصلاح فرهنگ مالیات پردازی
سهم دولت از آنچه باید به عنوان مالیات توسط مردم پرداخته می شود کمتر از ۱۰ درصد است. بر همین اساس همواره از فرار مالیاتی سخن به میان می آید. این در حالی است که کشورهای توسعه یافته، عمده ی هزینه های خود را از طریق مالیات تامین می کنند. در واقع دولت ها در چنین کشورهایی موجودیت خود را مدیون همراهی مردم در بحث پرداخت مالیات هستند. دستاورد چنین رابطه ای حرف شنوی دولتمردان از مردم و بالا رفتن ضریب مردم سالاری است. طبیعی است که دولت های وابسته به مالیات تلاش می کنند چرخ های اقتصادی کشورشان را به حرکت درآورند تا از رهگذر درآمدهایی که مردم به دست می آورند، بخشی از آن به عنوان مالیات به دولت تعلق گیرد. با این مقدمه مشخص می شود که چرا مردم باید مالیات بدهند؟ به هر حال اداره ی کشور خرج دارد. حقوق و امکانات مورد نیاز برای فعالیت تمامی کارکنان دولت در تمامی وزارتخانه ها، نهادها و سازمان های وابسته به دولت قاعدتاً باید از طریق مالیات تأمین شود. همچنین پاسخگویی به نیاز نیروهای نظامی و انتظامی که وظیفه ی حراست از مرزها و امنیت داخلی را بر عهده دارند در گرو هزینه کردن است. اینکه چرا در ایران باورمندی به لزوم پرداخت مالیات بسیار ضعیف است ریشه ای تاریخی دارد. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
تعامل سازنده با جهان، چگونه و چرا؟
انسان¬های بَدَوی میراث¬دار فرزندان آدم «هابیل و قابیل» شدند که برادری برادر دیگر را کشت. خوی درندگی و خشونت¬ زمانی رخ می¬نماید که گرسنگی و تشنگی فریادگر فقرند. تبعیض حس حسادت را بیدار می¬کند و کینه در دل می¬اندازد، مثل یک نیروی محرکه منفی که به مرور تحت فشار روانی به دنبال ظهور و بروز است. خشم و نفرت، مهر و کین و دیگر خواهش¬های نفسانی هر چند از برون تغذیه می¬شوند اما در درون دیگ سینه را به جوش می-آورند، انسان¬های اولیه که هنوز از قراردادهای اجتماعی سهمی نداشتند و قاضی و دادگاه و دادرسی هم نداشتند برای مقابله با یکدیگر یا به صورت فردی و یا جمعی دست به جنگ، کشتار و نهایتاً قتل یکدیگر می¬زدند قبل از آنکه به صورت شعبه، قبیله و طایفه درآیند احساس برادری و هم¬نشینی آنها را به دور هم جمع کرد و تشکیل اجتماع دادند تا بخشی از اختیارات خود را به رئیس قبیله و پس از آن به سران و پادشاهان و نهایتاً دولت¬ها واگذار کنند. شهرها و تمدن¬ها پدید آمدند و خواست اولیه انسانها که همان امنیت بود به طور نسبی تحقق یافت.
در واقع یک تعامل سازنده درونی به معنای واقعی آن شکل گرفت و گفتگو تا حد زیادی دافع اختلافات شد تا ریش¬سفیدان قضاوت کنند و مشاوره بدهند. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
چه کرده ایم؟
این روزها زیاد شنیده می شود که می گویند مردم هرگونه تعدی به حقوق عامه را گزارش کنند. چنین سخنی از آمادگی واحدهای بازرسی و نظارتی و قضایی برای برخورد با دست اندازی به بیت المال حکایت دارد و درواقع به گونه ای ترویج سوت زنی است. چنین لحن و ادبیاتی که اخیراً در محافل رسمی، مجلس و نهادهای حقوقی رایج گردیده مفهوم دیگری هم دارد و آن اینکه گویا تاکنون مردم ساکت بوده و در باره ی غارت بیت المال گزارشی نمی داده اند. البته این که از مردم بخواهند غارتگران را انگشت نما کنند می تواند معانی دیگری هم داشته باشد از جمله این که گویا در گذشته گوش شنوایی نبوده است. در عین حال ممکن است کسانی تصور کنند که مردم در گذشته دزدی ها را گزارش می کرده اند اما بوده اند افرادی که روند رسیدگی به چنین مواردی را به تأخیر می انداخته اند! اینکه ناگهان در یک بازه ی زمانی کوتاه شاهد رسیدگی عاجل به صدها پرونده ریز و درشت مالی در محاکم قضایی هستیم غیر از داستان تغییر و تحول ها و گردش دیدگاه ها و به تبع آن رصد تراکنش های میلیاردی و رویت تغییر وضع ظاهری برخی افراد، چنین رویکردی می تواند سر در آبشخور کاهش اعتماد عمومی داشته باشد که دست اندرکاران امور دلیل آن را پیدا کرده اند و در صدد جبران مافات هستند. (ادامه…)