سرمقاله
محمد عسلی
کاغذخوارها و مطبوعات فراموش شده
کاغذ گرچه ظریف است و لطیف و شکننده و پرکنده اما در دست واردکنندگان کاغذخوار چنان سودآور شده که حکم کیمیا پیدا کرده و روی پای خود سخت و محکم ایستاده است.
انبارهای مملو از کاغذ در تهران و نرخ نجومی آن روی زرفروشان را سپید کرده‌اند. متأسفانه صنایع چوب و کاغذ مازندران «چوکا» که فلسفه وجودی آن تأمین کاغذ روزنامه بوده و تحریر اینک در اختیار مدیران سودجو خود به یکی از سوداگران بازار کاغذ تبدیل شده و حتی حواله‌های فروخته شده ۵ ماه قبل هم که پول آن را به نرخ همان روز دریافت نموده تحویل نمی‌دهند و با هزار بهانه و اما و اگر هر روز داستانی سرهم می‌کند تا از تعهدات خود خلاص شود. یک روز می‌گویند: «خمیر نداریم» روز بعد می‌گویند خمیر در گمرک است آزاد نشده. بعد از آزادی خمیر می‌گویند دستگاه خراب است و نمی‌تواند کاغذ روزنامه تولید کند باید قطعات آن از خارج برسد و نهایتاً پیشنهاد می‌کنند تمامی کسانی که تقاضای کاغذ روزنامه داشته‌اند بیایند نوع کاغذشان را عوض کنند و کاغذ تحریر با عرض‌های مختلف تحویل بگیرند ببرند بازار آزاد بفروشند تا به پولشان برسند.
و اما بعد:
این وضع کارخانه بزرگ چوکا در مازندران است که خود به دلالی و سوداگری افتاده است هر چند سهام آن متعلق به بانک ملی است و کارکنان و مدیر عامل آن می‌باید پاسخگوی بانک ملی باشند.
و اما بعد: (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تقصیر خوبان
گفتگوی سیاسی یا مذاکره به عنوان ابزاری برای کاهش درگیری‌های فیزیکی و جلوگیری از ویرانی و تحمیل هزینه‌های غیرقابل جبران بر مردم از ابتدای شکل‌گیری کشورها و امپراتوری‌ها مطمح‌نظر گردانندگان امور مردم بوده است. این ابزار دیپلماتیک پس از دو جنگ جهانی اول و دوم بیش از گذشته اهمیت پیدا کرد، چرا که با تأسیس سازمان ملل متحد و عضویت کشورها در این نهاد بین‌المللی و حضور نمایندگان و سخنگویان کشورهای عضو در آن، امکان حل و رفع مناقشات سیاسی و دعاوی مرزی و اختلافات تجاری از طریق گفت‌وگو بهتر از هر زمان دیگر فراهم شد هر چند نمی‌توان منکر جهت‌دهی کشورهای اصلی بنیانگذار این نهاد بین‌المللی و لابی‌هایی که سر در آبشخور تبانی‌های اقتصادی دارد بر تصمیم‌گیری‌های این سازمان شد اما کشورهای زخم خورده‌ی تبانی‌هایی از این دست تنها زمانی توانستند جایگاه خود را در میدان مذاکره ارتقاء دهند که برای تغییر موقعیت اقتصادی خود تلاش کردند زیرا به تجربه دریافته بودند که با اظهار مظلومیت و شعار سر دادن و پافشاری بر شیوه‌های ناکارآمد به جایی نمی‌رسند لذا بدون این که بخواهند سلاح گفت‌وگو را بر زمین بگذارند دست جنبانیدند و ظرف چند دهه خود را به قافله‌ی تمدن رساندند. ایران نیز برای ترمیم نقش خود در جهت‌دهی به رویدادهای بین‌المللی راهی جز توسعه‌ی اقتصادی به موازات تبادل امتیاز در چارچوب گفت‌وگو ندارد. مذاکره شباهت زیادی به ارز دارد. در حال حاضر تقاضا برای ارز کشورهایی بیشتر است که اقتصاد توسعه یافته‌ای دارند. تقاضا برای گفت‌وگو نیز از همین معیار پیروی می‌کند. لذا خیلی کم پیش می‌آید که دو کشور در شرایط برابر و احساس نیاز مساوی به گفت‌وگو پای میز مذاکره بنشینند و اگر بنشینند نیز تبادل امتیازات معمولاً عادلانه نیست. گاهی می‌بینیم که یک اسیر با چند اسیر مبادله می‌شود و دریافت مجوز اجاره یک بندر با چند سال عملیات نظامی و حمایت دیپلماتیک برابری می‌کند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
کاخ‌های شیشه‌ای امیران عرب در معرض تندباد حوادث
انقلاب اسلامی ایران چنان توفنده، سریع و حماسه‌ساز بود که نه فقط امیران غاصب سرزمین‌های نفت‌خیر خلیج‌فارس را وحشت‌‌زده کرد و آنها را از عواقب پیروزی این انقلاب ترساند بلکه ارباب و تکیه‌گاه آنان آمریکا را نیز به وحشت انداخت تا آنجا که اگر قبلاً با ناز و نیاز به دامن آمریکا پناه می‌بردند پس از پیروزی انقلاب اسلامی با التماس و باج‌دهی برای حفظ کرسی پادشاهی‌شان که از حمایت‌های مردمی برخوردار نبودند به دست و پای آمریکا آویختند و چهل سال آمریکا شیر آنان را دوشید و ایران‌هراسی را در زبان و ذهن و دلشان نهادینه کرد. غافل از آنکه اگر یک موشک به سمت امارات و عربستان شلیک شود همانند کویت در زمان حمله صدام، هیچ یک از مهاجران و دست‌اندرکاران در آنجا نخواهند ماند و شهرها و شوارع همه بی‌دفاع رها می‌شوند و کاخ‌های شیشه‌ای امیران عرب با صدای شلیک گلوله‌ها فرو می‌ریزند و از دست سربازان اجاره‌ای هم کاری برنمی‌آید. و اگر آمریکا یا اعضای ناتو به جنگ با ایران برخیزند آن وقت دیگر هیچ کشوری در همسایگی خلیج فارس ایران از تیررس موشک‌های دوربرد ایران مصون نخواهد ماند و سرزمین‌های سوخته‌ای باقی می‌ماند که تا سالیانی تأسیساتی نفتی برای صدور نفت توانایی نخواهند داشت.
و اما بعد: (ادامه…)