سرمقاله
محمد عسلی
روز شیراز چه روزی است؟
شیراز را زمانی به آب رکنی و باد خوش نسیم، باغ‌های مشجر و گلستان‌های باصفا می‌شناختند و به توصیف آن دل‌مشغول بودند. شهر عشق و مهربانی و مردمانی با اخلاق مهمان‌نوازی.
حاصل حال و هوای آن روزگاران شیراز دو ستاره درخشان آسمان شعر و ادب و عرفان سعدی و حافظ بودند و فیلسوفی کم‌نظیر چون ملاصدرای شیرازی و عارفی بنام همانند روزبهان و پزشکی حاذق و صاحب سبک مانند قطب‌الدین شیرازی و شاعران بنام دیگری که ذکر جمیلشان در این کوتاه نوشتار نمی‌گنجد.
و اگر به گذشته‌های دور و دورتر بازگردیم پارس سرزمین کهن با تمدنی فراخور فهم بشر امروز می‌بوده که آثار خرابه‌های کاخ داریوش “تخت جمشید” و “پاسارگاد” حیرت گردشگران و محققان و تاریخ‌شناسان را از آن همه هنر معماری و فنون شهرسازی برانگیخته است.
و اما بعد: (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تا آن زمان چه باید کرد؟
این روزها تشنگی مردم برای شنیدن اخبار متفاوت را نمی‌توان نادیده گرفت. پاسخگویی به چنین مطالبه‌ای در شرایط کنونی که همه چیز در هم گره خورده کار چندان ساده‌ای نیست. تیتر روزنامه‌ها و رسانه‌های شنیداری و دیداری ظرف چند دهه‌ی گذشته سرشار از اخبار انتظارآفرین، تنش‌زا، افشاکننده و مطالبه‌گرانه‌ای بوده که گاهی حتی رگه‌هایی از پیشگویی‌های غیرعلمی و اظهارات اغراق‌آمیز و تحلیل‌های غیرواقعی معطوف به برخی شعارها را می‌توان در آنها دید. اصولاً انتشار چنین اخباری، مهندسی افکار عمومی را به سمت “احساس هم سرنوشتی” که لازمه‌ی به حرکت درآوردن جامعه است دشوار می‌کند. خیلی‌ها هنوز به نقش خبر در هویت بخشیدن به شخصیت‌ها و همچنین عیارسنجی جامعه‌ی مخاطب پی نبرده‌اند زیرا حافظه‌ی تاریخی مردم را دست کم می‌گیرند و نمی‌دانند اخبار شنیده شده پیرامون یک شخصیت یا یک موضوع در بازه‌های زمانی مختلف به ترسیم سیمای افراد و رویدادها در ذهن مردم می‌انجامد. اخبار، گزارش‌ها و مصاحبه‌های بایگانی شده در روزنامه‌ها که حکم اسناد تاریخی را دارند به کشف تناقض‌ها پیرامون رویدادها و عملکرد شخصیت‌ها پیرامون مسایل گوناگون یاری می‌رساند. ماجرای فناوری هسته‌ای، جنگ ۸ ساله، حمایت از فلسطین و نهضت‌های آزادی‌بخش و خیلی از موضوعات دیگر به دلیل وجود اخبار، مصاحبه‌ها و گزارش‌های مکتوب پیرامون آنها دارای پرونده‌ای قابل مراجعه هستند. کافی است ادعاها، جانبداری‌ها، مخالفت‌ها، موافقت‌ها، تکذیب‌ها و تأییدها و چرخش‌ها و تجدیدنظرهای یک فرد شناخته شده را ظرف چند سال فعالیت او در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کنار هم بگذارید تا به شخصیت واقعی او پی ببرید. قابل انکار نیست که وجدان عمومی گاهی حتی بدون آن که نیازمند به تورق روزنامه‌ها باشد قادر به ارائه‌ی تحلیل‌های منطقی پیرامون موضوعاتی است که هر کدام چندین سال وقت و انرژی مردم را گرفته‌اند و جامعه برای هر کدام از آنها هزینه‌ها پرداخته است. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
رمضان آمد و …
رمضان ماه خدا و ماه آزمون بندگان خدا از راه رسیده و کوله‌بار خود را پشت دروازه دل‌ها گذاشته است. مردم مسلمان و شریف و رنج‌دیده ایران اسلامی همانند سایر مسلمانان جهان رمضان را گرامی داشته و در شرایطی که تحریم‌ها، سیل و گرانی‌ها را پشت سر گذاشته‌اند و کم و بیش با بسیاری از جوسازی‌های مسموم دشمنان مقابله می‌کنند خود را برای حضور در سر سفره خدا آماده می‌کنند.
وقتی من ده ساله بودم به سال ۱۳۳۸ رمضان را در زمستان کنار بخاری هیزمی درون باغی سپری می‌کردم که نه از برق خبری بود و نه از رادیو، تلویزیون و یا تلفن‌های ثابت و سیار کنونی.
در آن زمان فقر در شهرها و روستاهای ایران بیداد می‌کرد و جز نان و آبی نه چندان بهداشتی و بعضاً آبگوشتی آن هم نه همیشه ایرانیان را نصیبی از روزی نبود.
ذوق ما برای گوش دادن به خواندن اشعار و قصه‌ها و واگویه‌های پدر، آن هم در شب‌های طولانی زمستان سیری‌ناپذیر می‌نمود.
کتاب نسیم شمال هر چند رنجنامه‌ای بود از فقر و بیچارگی مردم و ظلم و بیداد شاهان را با اشعاری ساده و طنز بیان می‌کرد. اما برای ما که گوشی باز و فراغتی به نیاز داشتیم به مرهمی ماننده بود بر زخم‌هایی به دل که سالیان ظلم و استبداد را یادآوری می‌کردند: (ادامه…)