سرمقاله
محمد عسلی
آمریکا را بیشتر بشناسیم
آمریکا کشوری است که بر گرده بومیان و برده‌های سیاهپوست بنا شده و از خون مردمان آسیا و آفریقا تغذیه می‌کند.
به نام آزادی و با چماق حقوق بشر بدترین روش‌ها را برای استعمار و استثمار کشورها به کار می‌برد و حتی کشورها و دولت‌های اروپایی را با اهرم نظارت اقتصادی در سلطه‌ی خود دارد و تاکنون به هیچ کشوری استقلال و آزادی نبخشیده بلکه برعکس بر آنها سلطه‌های فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی پیدا کرده است.
به عنوان مثال بعد از جنگ جهانی دوم که دست برتری در پیروزی متفقین داشت با کره و ویتنام جنگیده و بدترین ترورها و شکنجه‌ها را به مردم آنها تحمیل کرده است.
به نام آزادی و رهایی از چنگال دیکتاتورها، کشورهای لیبی، سوریه، مصر، تونس، بحرین، عربستان، عراق و افغانستان را به انحراف کشانده که حاصل آن میلیون‌ها کشته، معلول، آواره و مهاجر است و خسارت‌های مالی و روانی که برآورد آنها به علت حجم وسیع آن قابل تصور نیست. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
مشکلات اصلی را حل کنید
معیارگریزی در رفتارهای اجتماعی توهم نیست بلکه عین واقعیت است. برای درک چنین پدیده‌ای تنها به یک مقایسه نیاز داریم. مقایسه‌ی حال با گذشته، آن هم گذشته‌ای نه چندان دور. زمانی که می‌شد رفتار یک شخص را با توجه به جایگاه اجتماعی‌اش حدس زد. زمانی طبقه‌ی متوسط جامعه خاستگاه اغلب فرهنگوران بود. طبقه‌ای پیشرو که همواره نگاهی رو به فردا داشت. طبقه‌ی متوسط به تدریج در حال محو شدن است. زمانی، سن، موقعیت تحصیلی، محل سکونت، برخورداری یا عدم برخورداری از توان مالی و شغل از جمله شاخص‌هایی بود که روی رفتار افراد تأثیر تعیین‌کننده داشت. اما هم اکنون رفتاری را از یک بازاری مشاهده می‌کنیم که ۳۰ سال پیش مرتکب نمی‌شد. حتی مکان‌ها از مدرسه گرفته تا اداره و فضاهای کارگری رفتارهایی را اقتضاء می‌کرد که خلاف آن را کمتر به چشم می‌دیدیم! گاهی در یک نهاد مشورتی که قاعدتاً باید مظهر برآیند نخبگان جامعه باشد سخنانی رد و بدل می‌شود که نظایر آن را تنها در کوچه بازارها شاهد بودیم. آسیب‌های اجتماعی نظیر اعتیاد، فحشاء و سرکشی مدنی به طبقات و سنین خاصی محدود می‌شد. شاید یک مددکار اجتماعی که به اقتضای شغلش معمولاً با بزهکاران سر و کار دارد به چنین درکی رسیده باشد که جامعه‌ی ما دچار تلاشی و از هم گسیختگی و انحراف از معیارها شده است.
در گذشته معمولاً زندگی در نقطه‌ای از شهر انتظاراتی در خصوص رفتار ساکنان آن ایجاد می‌کرد اما هم اکنون سرعت گرفتن جابجایی طبقاتی تحت تأثیر برخورداری‌های ناگهانی ناشی از دستیابی به مقام و ثروت‌های بادآورده، معیارهایی از این دست برای داوری پیرامون شخصیت افراد را دچار دگرگونی کرده است. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
سوزنی باید کز پای برآرد خاری
گر چه امروز در اخبارهای مستمر می‌خوانیم که عمده مشکلات مطبوعات و نشریات ایران کاغذ است که یا نیست و یا بسیار گران است اما کاش فقط همین مشکل بود.
به نظر می‌رسد علی‌رغم اینکه متولی مطبوعات و فرهنگ در مقام برنامه‌ریزی، نظارت و ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است اما ناگفته پیداست که این وزارتخانه با تمامی تشکیلات اداری و سازمان و این همه برو و بیا و کارمند هیچ دستی و قدرتی در رفع نیازهای مطبوعات ندارد و مسئولان امر علت عمده کمبود و گرانی بی‌رویه کاغذ و سایر اقلام چاپ مانند زینک، مرکب و … را به وزارت صنعت ارجاع می‌دهند و خود را بری از دخالت در مسایل پیش آمده می‌دانند.
گویی مطبوعات دیگر اهمیتی برای ارتقای فرهنگ ندارند و اینک شرایط به گونه‌ای رقم خورده است که تمامی راه‌ها برای استمرار و ادامه چاپ نشریات بسته باشد و به تعبیر یکی از مسئولان کلیدی این وزارتخانه:
“روزنامه به چه دردی می‌خورد”
و اما بعد: (ادامه…)