سرمقاله
محمد عسلی
جنگ اقتصادی یا جنگ نظامی
«جنگ، جنگ است و عزت و شرف ما در گرو همین مبارزات است…»
این سخن رهبر کبیر انقلاب اسلامی در آغاز جنگ تحمیلی است آن زمان که صدام حسین رهبر معدوم عراق جنگی نظامی و تمام عیار را بر علیه ایران آغاز کرد به تصور اینکه برنده جنگ خواهد بود و می‌پنداشت شرایط و موقعیت ارتش ایران به گونه‌ای است که حریف ارتش مکانیزه و تا دندان مسلح عراق نیست.
جنگ عراق بر علیه ایران ۸ سال به صورت فرسایشی به طول انجامید و طرفین خسارت‌های مادی و انسانی بسیاری را تجربه کردند و کار به جایی رسید که امام(ره) فرمودند:
«این جام زهر را می‌نوشم…» و نهایتاً به قبول قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت منجر شد.
در آن زمان تصور عمومی آن بود که ایران از این جنگ بهره‌ای نبرد و صدام نیز به اهداف خود نرسید. اما زمانه و گردش روزگار به گونه‌ای چرخید که حال و روز صدام و شرایط عراق بعد از حمله آمریکا به آن کشور را هم اینک شاهدیم که اگر ایران به کمک عراق نمی‌شتافت داعش سرتاسر عراق و شام و هم یمن و لبنان را در اختیار می‌گرفت و به یک قدرت خونخوار منطقه‌ای تبدیل می‌شد که ایران هم از تجاوزات و اهداف شوم آن در امان نبود. یکی از نتایج مثبت جنگ تحمیلی همین تجربه جنگی و تجهیزاتی بود که به کمک کشورهای مظلوم در آمد. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
خود کرده را تدبیر نیست
اخلاق، وجه ممیزه‌ی جامعه‌ی انسانی است بر این اساس تشخیص رفتارهای اخلاقی از غریزی کار چندان دشواری نیست. وقتی شما وارد اجتماعی می‌شوید و می‌بینید اکثریت قریب به اتفاق مردم آزادانه رفتارهای مشترک و تعریف شده‌ای دارند که در مورد ضرورت پایبندی به آنها اتفاق نظر پیدا کرده‌اند و عملاً به وحدت رویه رسیده‌اند، در می‌یابید که با یک جامعه‌ی اخلاقی طرف هستید. درجه‌ی اخلاقمندی هر جامعه‌ای با شدت و غلظت درونی بودن رفتارها ارتباط مستقیم دارد که اصطلاحاً می‌گویند فلان رفتار در این جامعه نهادینه شده و یا هنوز جا نیفتاده است.
از این دیدگاه بسیاری از جوامع توسعه یافته که برخی به آنها انگ ضد اخلاقی بودن می‌زنند در ردیف جوامع پایبند به اصول اخلاقی قرار می‌گیرند، هر چند با مقیاس‌ها و واحدهای اندازه‌گیری رایج در قوانین و عرف ما همخوانی نداشته و قابل ارزیابی نباشند. آنچه مهم است برآیند پایبندی به اصولی است که نتیجه بخشی آن در عمل خود را نشان می‌دهد. هر چند در هر کجا ممکن است شاهد انحراف از معیارهای اخلاقی هم باشیم که با برخورد قانونی مواجه می‌شوند.
مشکل کجاست؟ مشکل این است که گاهی ما با شاخص کردن و برتر جلوه دادن رفتارهایی خاص، وجود یا عدم وجود چنین رفتارهایی را در سایر جوامع به عنوان معیاری برای تعیین جایگاه آنها قرار می‌دهیم و نهایتاً به تقسیم‌بندی اخلاقی جوامع می‌پردازیم که کار درستی نیست. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
آنچه دیدی برقرار خود نماند …
آبی آسمان آینه‌دار چشم‌اندازهای سبزه‌های زمین بود و باد مشاطه منظم قصیل‌های برآمده از مزرع سبز فلک، هارمونی نوازش لحظات زودگذر، پشت در پشت گندمزارها که با صدای سم اسبان، موسیقی روح‌نواز زندگی را می‌نواخت. بهار را با آب و گِل به گُل می‌رساند تا خوش‌نواترین پرنده بهاری رویش خود و رخصتی که در تب عشق می‌سوخت را به فریاد در آورد و لاله‌های وحشی را در آتش خودسروده بجوشاند تا بهار از سبز، سپید، آبی و زرد بگذرد و نمایشی در خون سرخ سیال عشق به دیدگان بینا عرضه نماید.
شب‌های بهار، ارواح حیات را به تماشای حکمت متعالی فرا می‌خواند و خداوند در سجاده‌های لطیف علفزارها چشم بر زمین می‌داشت تا شوق بندگان را از وجود جدا شده‌اش تماشا کند و با خود بگوید فتبارک‌ا… احسن الخالقین.
ستارگان در خیابان‌های فضای لایتناهی چراغ‌های روشن اندیشه بودند تا انسان‌ها سرعت فکر را به آزمایشی جولان دهند به امید دست‌درازی به اسرار ناپیدای خلقت اما هر آنچه یافتند جز از دل سکونت زادگاه نبود. از آسمان نصیبی نبردند و به هر مسافت دور قدم گذاشتند جز سنگ و گل‌های سرگردان نیافتند بی‌آب، بی‌سبزه و بی‌تاب.
و اما بعد: (ادامه…)