سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
زخم کهنه‌ی تاریخی
مرور ماجرای فلسطین خواه ناخواه ما را به سمت مقایسه‌ی عملکرد غرب با مسلمانان در این باره می‌کشاند که در عمل تفاوت چندانی با یکدیگر ندارد. همه چیز از بیماری امپراتوری عثمانی آغاز می‌شود که قافیه را در جنگ اول جهانی باخت چرا که در توهم برخورداری از اقتدار و گستردگی حوزه‌ی نفوذ به سر می‌برد. با واگذاری قیمومت فلسطین به بریتانیا و متعاقب آن آغاز اجرای طرح تقسیم فلسطین به دو کشور اسرائیل و فلسطین سرنوشت ساکنان خاورمیانه به چگونگی موجودیت اسرائیل گره خورد و با تجزیه حوزه‌ی نفوذ امپراتوری عثمانی به کشورهای مختلف، تلاش این کشورها برای حفظ موجودیت خود با اتکاء به اقتصاد تک‌محصولی و مناسبات سنتی و قبیله‌ای مانع از توفیق آنها برای دفاع از موجودیت فلسطین گردید.
عملکرد مسلمانان در دو جنگ جهانی اول و دوم نشان داد که از این گله‌های رمیده بیش از اینها می‌توان سواری گرفت و از گوشت و پوست و استخوان آنها نیز بهره برد. از این رو غربی‌ها با یک تیر دو نشان زدند. یکی اینکه قومی تقریباً سرگردان، باهوش، پرتلاش و مقتصد که به اقتضای بی‌وطنی در عین محافظه‌کاری و ریسک‌پذیری پایین، مانند خوره به جان اقتصاد اروپا افتاده بودند را به خاورمیانه کوچانیدند و در کنار یهودیان بومی ساکن در اورشلیم و مناطق پیرامونی‌اش جای دادند و دوم اینکه موفق شدند بر زخم کهنه قهر میان مسیحیت و یهود که پس از به صلیب کشیده شدن موسی با سعایت رهبانان یهودی دهان باز کرده بود مرهم بگذارند و واتیکان را به اورشلیم نزدیک کنند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
اولین روز روزه‌داری و اولین شب سوگواری
در باغ آب بود. روان، زلال و آرام، مثل جنبش پونه‌های وحشی برآمده از دهانه نیمه تاریک قنات کهریزک.
در باغ، داغ بود. داغ از دست رفتن عزیزی در دیارهای دور که منزلگاهش قلب مادربزرگ بود.
در باغ لاله بود، به سرخی انارهای آویزان از شاخه‌های خمیده صبور که باد آنها را روی تن نمناک باغچه می‌کشید و پرنده‌ای که انتظار ترکی بر روی انار بود تا گلوی خشک خود را به آب گس آن تر کند.
در باغ پرنده بود، پرندگانی غوطه‌ور در رنگ و نشانه‌هایی دور و نزدیک برای خدنگ رها شده از ذوق کودکی مشتاق در آفتاب که حس صیادی خود را به آزمونی سخت با قلوه سنگی نه چندان خوش‌دست مشغول بود.
و در باغ من بودم کودکی ۱۰ ساله که رمضان را با خواسته مادربزرگ با صبوری تمرین می‌کردم. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تراز صدا و سیمای ملی
جمهوری اسلامی خود را به عنوان نظامی مطرح می‌کند که بهره‌گیری از مشترکات فرهنگی با همسایگان و کشورهای اسلامی را راهبرد اصلی خود برای گسترش و تأثیرگذاری و بازسازی فرهنگی و صدور انقلاب می‌داند و در همین راستا اهتمام مسئولین ارشد سیاست خارجی معطوف به دغدغه‌های مبتلابه مسلمانان با محوریت وحدت، تقریب بین مذاهب، حمایت از نهضت‌های آزادی‌بخش و کمک مالی و فرهنگی به برخی کشورهای عقب افتاده اسلامی است. اگر بخواهیم هزینه‌های صرف شده توسط ایران در پیوند با این رویکرد را ظرف ۴ دهه گذشته در قالب و قامت آمار ارائه کنیم سر به میلیاردها دلار می‌زند. اما برخی افراد افسارگسیخته این همه شیر دوشیده شده را با یک لگد بر زمین می‌ریزند و با رفتاری وحدت‌شکن که در شرایط کنونی بازتاب زیادی در رسانه‌های خارجی و شبکه‌های مجازی دارد و نتایج منفی منطقه‌ای آن بر هیچ کس پوشیده نیست، همه‌ی رشته‌ها را پنبه می‌کنند. بی‌گمان این افراد نه دغدغه‌ی دین دارند و نه شعور مذهبی که اگر حتی اندکی می‌فهمیدند و اهل مطالعه بودند می‌دانستند که هیچ یک از ائمه در طول زندگی خود در چنین مسیری قدم بر نداشته‌اند! نمونه‌ی بارزش امام علی(ع) در نهج‌البلاغه، امام سجاد(ع) در صحیفه‌ی سجادیه و امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) نیز در جریان زندگی، تقریرات و تعلیمات خود با صاحبان دیدگاه‌های متفاوت که مذاهب چندگانه اسلامی از دل آنها بیرون آمده، نه تنها نشست و برخاست داشته بلکه خویشاوندی و رفت و آمد داشته‌اند. برای نمونه ام فروه، مادر امام جعفر صادق(ع) نوه خلیفه اول است و خلیفه دوم داماد علی(ع) و همسر ام کلثوم است. (ادامه…)