سرمقاله
محمد عسلی
دستاورد اجلاس نیویورک
دفاع حرفه¬ای، فنی و کارشناسانه ظریف و روحانی از برجام وزیر امور خارجه آمریکا «تیلرسون» را بر آن داشت تا در جمع خبرنگاران بگوید: دولتمردان ایرانی باسواد و اهل مطالعه هستند و ما با هم به خوبی صحبت کردیم هر چند در قضیه برجام با هم اختلاف داریم. «نقل به مضمون»
آقای روحانی هم به خوبی از پس سخنان موهن و نسنجیده و تهدیدآمیز ترامپ رئیس جمهور تحمیل شده آمریکا برآمد و پاسخی دندان¬شکن به وی داد و به مردم آمریکا تفهیم کرد که حاکمیت و نظام جمهوری اسلامی ایران دارای چه اهدافی است و تاکنون برای مقابله و مبارزه با تروریسم چه اقداماتی انجام داده و در هر حال چگونه از ملت¬های مظلوم مسلمانی که مورد تهاجم چندجانبه جنگ¬های داخلی، تروریسم و اسلام¬هراسی قرار گرفته¬اند دفاع کرده و می¬کند.
و اما بعد:
این سخنان و پاسخگویی¬ها هر چند بجا و در آن مقطع زمانی و در سازمان ملل توسط رئیس جمهور ما ایراد شد اما کافی نیست.
ما باید بار دیگر به دولتمردان آمریکا یادآور شویم که:
– وحدت تمامی احزاب، جناح¬ها و اقشار مختلف مردم بزرگترین مانع در به ثمر نشستن اهداف شوم شماست. سخنان تفرقه¬افکنانه ترامپ و نتانیاهو نمی¬تواند در صفوف متحد و باور مردم ما رخنه ایجاد کند و ملت و دولت را مقابل هم قرار دهد.
– مقاومت و پایداری در تحقق اهداف متعالی انقلاب اسلامی زمینه¬ساز شکل¬گیری مقاومت مردم علیرغم تحریم¬ها، تهدیدها و فشارهای آمریکا در طول ۳۸ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی است به گونه ای که کشورهای مسلمان هم آن را لمس کرده¬اند.
به راستی چه کسی یا کسانی از تحلیلگران کارکشته غرب می¬توانست پیش¬بینی کند که ایران از پس جنگ تحمیلی ۸ ساله برآید، کشور را بازسازی کند، دولت ورشکسته موسوی را بازسازی نماید، قدرت تحلیل رفته ارتش و سپاه را به حدی تقویت کند که قوی¬ترین ارتش خاورمیانه شود و بتواند در ساخت و بکارگیری تجهیزات نظامی توسط دانشمندان و مهندسین خود به جایی برسد که تمامی کشورهای غربی و به ویژه آمریکا از این موفقیت¬ها دچار بیم و هراس شوند و به انحای مختلف قصد توقف این پیشرفت¬ها را داشته باشند؟ (ادامه…)

سرمقاله اسماعیل عسلی

مأموریت ترامپ
ارزیابی سخنان اخیر ترامپ در جمع اعضای سازمان ملل را نباید صرفاً در چارچوب یک همایش بین المللی ارزیابی کرد، چرا که در این صورت با مجموعه اظهاراتی تکراری و نخ نما شده مواجه می شویم که پاسخی در همین چارچوب را طلب می کند بلکه این اظهارات را باید در کنار برخی رویدادهای دیگر مورد بررسی قرار داد. تأسیس پایگاه نظامی آمریکا در سرزمین های اشغالی، اصرار بارزانی بر برگزاری همه پرسی استقلال، شرایط جدید عراق و سوریه در بحث مبارزه با تروریسم و همچنین صف بندی های جدیدی که آمریکا در روابط خود با چین و روسیه تدارک دیده در واقع بخش هایی از این پازل هستند. ضمن این که آمریکا برای جلب نظر برخی کشورهای عربی نظیر عربستان و امارات نیازمند اتخاذ موضعی خصمانه در برابر ایران است که در واقع به نقش ایران در تغییر معادلات منطقه ای با محوریت تضعیف داعش ارتباط دارد. همچنین نباید از نظر دور داشت که اروپا با وجود رد پایی که پس از برجام برای سرمایه گذاری در ایران پیدا کرده همچنان سیاستی هماهنگ با آمریکا را دنبال می کند لذا باید پذیرفت که آمریکا به دنبال پیچیده تر کردن اوضاع در خاورمیانه است. برگ برنده ی ایران در داستان برجام پایبندی عملی به این پیمان بین المللی است که در حال حاضر گزینه ی نظامی را به محاق برده و غربی ها را در برابر آزمونی دشوار قرار داده است چرا که پیش بینی غربی ها و امیدواری آنها سرباززدن ایران از مذاکرات و پشت کردن یک طرفه به برجام بود و اصرار آمریکا بر نقض روح برجام از سوی ایران و تأکید بر بازرسی از مراکز نظامی که خط قرمز سیاست خارجی ایران محسوب می شود نیز به همین مسأله باز می گردد. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
ماه جان افروز مهر از ره رسید…
حس بویایی نقش خط از دفتر سفید در نخستین روز درس و عکس¬های آب، بابا، بار، توپ، عروسک و مدادرنگی¬های دوسر آبی و قرمز روی نیمکت¬های چوبی تق و تق و میخ¬های آزار دهنده سر بر آمده از کف و نقشه¬ای آویزان رو در رو بالای تخته سیاه و گچ¬های پژمرده¬ای که گاه به یک فشار پخش می¬شدند توی دستانت و بوی دوات و مرکب در نوک قلم نی بدقلق که به التماس کشیده می¬شد روی دفترچه خط بدان امید که نمره¬ای و کششی از سر رضایت باشد بدان واژه¬های سیاه رنگ کم¬رمق و شوق رسیدن زنگ ورزش در آن حیاط کوچک کنار جوی آب که به هر ضربۀ توپ پخش می¬کرد آب ماهی¬تاب را روی صورت و لباس کودکی¬ات و خشمی که در زمستان به افزودن سرما را نصیب بود و حرص کودکانه¬ای که به حسادت می¬ماند وقتی مشق¬های علی را نمره ۲۰ می¬دادند که خط خوبی داشت و فرصتی برای بهتر بودن با آن لباس¬های کهنه وصله شده و کفش¬های پنجه فرسوده و پیراهن جوهری دکمه رها شده و آموزگاری که به هر بامداد گاه بوی نیمرویش با آن روغن میش کل حسین عالمگیر می¬شد و اشتهای کودکانه را تیز می¬کرد از پس نان خشک آب زده¬ای که با آن میل به صبحانه نداشتی و شیر جوشیده خشکی که هدیه یونیسف بود در انباری نمور موش افزون که فضله¬های سیاه گاز در لبه قابلمه سر می¬خوردند و بابای مدرسه که در غم از دست دادن همسر بیمارش مدام می-گریست و اشک¬هایش بدان شیر می¬افتاد .
در زیر درخت نسترنی که در بهار مشام را تحریک می¬کرد و دست¬های ظریفی که فواره خواهش می¬شدند برای چیدن گلی در صبحگاه بدان امید که لبخندی به لب آقامعلم بیاید و بگوید آفرین به تو شاگرد خوب و چنته¬ای که وقتی گشوده می¬شد از آن بوی نان می¬آمد و انجیری خشک که در لابلای دندان¬های تو تا آخر زنگ طعم شیرین خود را داشت تا حواست را پرت کند از آن دریچه به حیاط بدان هنگام که دهان بر آب جوی می¬گشودی چنان که تو را لذتی بود بی هیچ کم و کاست با نگاهی که لغزش ماهی را روی ماسه موج موجی ته جوی دنبال می¬کرد.
و اما بعد: (ادامه…)