سرمقاله
محمد عسلی
چگونه با دنیا تعامل کنیم؟
بازتاب جهانی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ تمامی معیارهای سیاسی و جامعه-شناختی تحلیلگران را به هم ریخت و علیرغم اینکه شاه ایران محمدرضا پهلوی غرب را از نفوذ کمونیسم در ایران می¬ترساند و پیوسته هشدار می¬داد که اگر حمایت نشود در ایران انقلاب کمونیستی رخ می¬دهد نه تنها چنین اتفاقی نیفتاد بلکه این مذهب ایرانیان و رهبر مذهبی آنان بود که توانست به جهانیان تفهیم کند که نیروهای مذهبی در ایران آنقدر قوی هستند که بتوانند از پس مدعیان انقلاب کمونیستی و یا لیبرالیستی برآیند.
و اما بعد:
وقتی پنج کشور غربی به تأسی از آمریکا در کنفرانس گودآلپ به این نتیجه رسیدند که دیگر شاه قابل حمایت نیست و باید حرکت انقلابی مردم ایران را بپذیرند تصور نمی¬کردند یک حکومت دینی با روش مذهبی از نوع شیعه بتواند در ایران مخالفان را سرکوب کند و دست به تحول و انقلابی بزند که از پس ۸ سال جنگ تحمیلی فرسایشی برآید، در برابر تحریم¬های کمرشکن مقاومت کند، جاسوسان آمریکایی را به مدت ۴۴۴ روز در گروگان داشته باشد، در دل امیران همسایه وابسته به حمایت غرب، رعب و وحشت اندازد و با تحمل سختی¬های بسیار در سیاست و اقتصاد جهان تأثیر بگذارد و تابوی سرمایه¬داری غرب را بشکند و در ظهور و بروز قیام و انقلاب کشورهای مسلمان تأثیرگذار باشد.
و اما بعدتر:
امروز هر کجا نام و نشانی از سیاست، جنگ و انقلاب در کشورهای اسلامی سرفصل اخبار باشد رد پای ایران را می¬توان به وضوح در آن مشاهده کرد. (ادامه…)
- پنج شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی
نگاه ناموسی به کار
با ارزیابی برخی از تکیه کلام های رایج در محاورات و گفت و گوهای روزمره که بین مردم رد و بدل می شود می توان به آسیب ها و کاستی های فرهنگی پیرامون کار و تلاش پی برد. برای نمونه وقتی کسی می گوید «هزار تا کار و بدبختی دارم» در واقع کار را معادل با بدبختی توصیف می کند. یا وقتی کسی می گوید «صد تا کار روی سرم ریخته»، کار را مانند آواری می داند که آدمی را گرفتار و پابسته می کند. «فلانی مثل خر کار می¬کند» و یا «کار مال تراکتوره» نیز تعابیر خوبی نیست. در همین راستا گاهی می شنویم که شخصی می گوید «کار دست خودم دادم» که اگرچه در اینجا منظور کار اضافی و بیهوده است اما تصویری زیبا از کار در آن ارائه نشده است. در مقابل گاهی برخی تکیه کلام ها و ضرب المثل ها برانگیزاننده و تقویت کننده ی اعتماد به نفس در ارتباط با کار است. فرضاً وقتی می گوییم «کار نشد نداره» یعنی نباید در مواجهه با مشکلات پا پس کشید و تسلیم شد و کوتاه آمد. وقتی می گوییم «دست شکسته به کار میره اما دل شکسته به کار نمیره» از یک اصل روانشناختی پیرامون کار سخن می گوییم که متأسفانه کارفرمایان چندان به آن توجهی ندارند و به همین دلیل همواره بین کارگر و کارفرما گونه ای تقابل و رو در رویی را مشاهده می کنیم که تنها با ترس هر دو طرف از برخورد قانونی به خیر و خوشی ختم می شود. در حالی که اگر کارفرمایان با امتیازدهی به کارگران و دلخوش کردن آنها انگیزه ایجاد کنند از بسیاری کم کاری ها، خسارت ها و هرز روی اوقات کاری جلوگیری می شود. با تأمل در برخی از تکیه کلام ها متوجه می شویم که در زیر پوست آنها دنیایی از حکمت پنهان است. برای نمونه می گویند: کار را به کاردان بسپار یا نان را به نانوا بده اگرچه آن را بسوزاند. (ادامه…)
- چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۶
- سرمقاله
همبستگی های رانتی
و تداوم فساد اداری
بر اساس یک نظریه: «هیچ چیز در دنیا فی نفسه بد نیست؛ بلکه خواست، اراده و کردار ماست که آن را بد می کند و با انحراف از معیار به سمت ناصواب می برد.»
انسان ها هم اصالتاً بد پا به جهان نمی گذارند، شرایط آموزشی و تربیتی، موقعیت های مکانی، فقر، جنگ و جهل و جور در رشد و بالندگی یا افول و سرافکندگی آنها مؤثرند.
عدم باور و اعتقاد به قانون و یا مخالفت با آن یا عملکرد دولت ها و حاکمیت ها در دور زدن قانون و یا قانون ستیزی بسیار تأثیرگذارند.
پیشرفت علوم و تکنولوژی به همان نسبت که دید انسان ها را به خلقت و آفرینش باز می کند به همان نسبت هم می تواند آنها را از خدا و خالق و آفریننده دور کند.
وقتی دیده بان و یا پلیس بیرونی نگهبان قانون باشد به مجردی که در میان نباشد و یا غفلت کند زمینه برای تخلفات، جرایم و قانون گریزی فراهم می شود.
انسانی که دارای باوری است که خداوند شاهد و ناظر اعمال اوست و خوب و بد اعمالش را بازخواست می کند در درون خود قوی ترین پلیس و نگهبانی را دارد که هیچ قدرتی نمی تواند او را به انجام عمل ناصواب و یا فساد راضی کند.
وقتی در محله منهتن نیویورک برای ۵ دقیقه برق سوپرمارکت ها قطع شد و دستگاه های برقی کنترل کننده و دوربین های مخفی از کار افتادند در همان زمان کوتاه بسیاری از مغازه ها غارت شدند؟
و اما بعد: (ادامه…)
- سه شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۶
- سرمقاله