سرمقاله
اسماعیل عسلی
راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
از جمله سخنان پربسامد که تکیه کلام وزرا و مدیران حوزه های فرهنگی و علمی است و به عنوان یک دغدغه که سر در آبشخور گونه ای آینده نگری دارد از آن یاد می شود پدیده فرار مغزهاست. آنچه در این میان شگفت انگیز می نماید این که تمامی عوامل دخیل در چنین رخداد مستمری اظهار دلواپسی می کنند و تاکنون نیز شاهد اقدام جدی پیشگیرانه و بازدارنده ای که به این تراژدی اسفناک پایان دهد نبوده ایم و با گمانه زنی های صورت گرفته از دورنمای اقتصادی و فرهنگی جامعه ای که در آن زیست می کنیم، بسیار بعید به نظر می رسد که در آینده ای نه چندان دور شاهد حرکت مثبتی در این زمینه باشیم.
وقتی از فرار مغزها سخن می گوییم منظور ما مهاجرت هایی که به قصد گردشگری، تجارت، فرصت جویی برای آسایش و خوشباشی و فرار بزهکاران از چنگ قانون صورت می گیرد نیست، بلکه منظور خروج نیروهای انسانی نخبه و شناخته شده ای است که بخشی از تحصیلات دانشگاهی خود را در بهترین دانشگاه های ایران سپری کرده اند و اکثریت قریب به اتفاق آنها با هزینه های دولتی فراهم آمده از فروش ثروت های ملی و منابع زیرزمینی و مالیات و عوارض به مدارج عالی رسیده اند. این افراد دقیقاً زمانی که به رشد و شکوفایی و ثمردهی می رسند به دلایلی از قبیل نبود کار، فقدان بسترهای لازم برای پیشرفت، انسدادهای موجود در مناسبات اجتماعی و فرهنگی و جذابیت پایین فضای داخلی، علی رغم همه ی دلبستگی های عاطفی و خانوادگی و ملی جلای وطن می کنند و نتیجتاً کسانی از وجود آنها بهره مند می شوند که رقیب اقتصادی و فرهنگی، حداقل صفتی است که می توانیم برای آنها در نظر بگیریم!
البته شاید برخی از طیف ها و گروه های فکری انحصار طلب که در نبود چنین نیروهایی یکه تاز عرصه های گوناگون می شوند و نخبگان را مطالبه گر و موی دماغ تلقی می کنند، نه تنها از بابت چنین پدیده ای نگران نباشند، بلکه با خرسندی زایدالوصفی احساس رضایتمندی خود را بابت چنین رخداد تاسف باری کتمان نکنند و همه ی آنچه تاکنون در قالب فرار مغزها رخ داده را شکلی نوین از داد و ستد علمی بدانند که در همه جای جهان مرسوم است و هرگز حاضر نیستند بپذیرند که در صورت بهبود برخی شاخص ها و تعدیل برخی رویکردها در راستای منافع ملی، می توان آهنگ شتابناک چنین روندی را کند کرد. بی گمان کسی که در زاد و بوم خود شاهد کم نگری و فقدان بسترهای لازم برای رشد و شکوفایی و خدمت نباشد، در بحرانی ترین شرایط نیز تن به مهاجرت نمی دهد. (ادامه…)

صدا و سیمای فارس
و بار گران رسالت
با شنیدن اولین صدایی که از قوطی جادویی رادیو به گوش رسید و دیدن اولین تصویری از جام جم هیچکس فکر نمی  کرد در آینده  ای نه چندان دور این دو «رادیو و تلویزیون» بر افکار عمومی مردمان جهان مدیریت کنند و آداب و رسوم فرهنگ و شیوه زندگی ملت  ها را متحول نمایند.
هر چند در آغاز، پذیرش رسانه صوتی تصویری به لحاظ مخاطرات آن مورد غضب روحانیت قرار گرفت و تا حکم تحریم هم به پیش رفت اما در فاصله زمانی کوتاهی همانند بلندگو مقبول واقع شد و به عنوان وسیله  ای که سرعت انتقال صدا و تصویر آن چیزی شبیه به معجزه است پذیرفته شد.
در کشور ما نیز روز چهارم اردیبهشت ماه ۱۳۱۹ «رادیو تهران» گشایش یافت و با پخش برنامه  های خود همگان را دلمشغول کرد.
با تصویب مجلس شورای ملی در تیرماه ۱۳۳۷ مجوز تأسیس یک فرستنده تلویزیونی به درخواست حبیب  الله ثابت پاسال زیر نظر اداره پست و تلگراف قانونی شد.
از آن سال  ها تاکنون که روند پیشرفت و فناوری  های تجهیزات رادیویی و تلویزیونی تا به این حد چشمگیر و دور از انتظار بوده رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی هم از آن بی  نصیب نبوده و امروز صدا و سیمای ما به نسبت رسانه  های مکتوب بیشترین مخاطبان را در کشور به خود اختصاص داده است.
این وسیله به شدت تأثیرگذار که روز به روز رقبای جدیدی را با امکانات و تجهیزات پیشرفته از جمله ماهواره مقابل خود دارد برای برنامه  ریزی و ارائه خدمات بهتر به مردم در جهت رشد فرهنگی و آگاهی  رسانی بموقع نیاز به سرمایه  گذاری  های کلان و استفاده از نیروهای انسانی ماهر، هنرمند و دارای ویژگی  های خاص دارد. (ادامه…)

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
دشواری قبول مسئولیت در عصر مطالبه گری
شادی های ناشی از بارندگی به اندازه ای مردم استان را ذوق زده کرد که خسارت های وارده ناشی از سیل را تحت الشعاع قرار داد. اصولاً تمامی رویدادهای طبیعی دو وجهی هستند از زلزله و سیل و آتشفشان گرفته تا کولاک و تگرگ و برف سنگین و رانش زمین و سوختن جنگل ها و توفان و گردباد و در واقع حکم “فرج بعد از شدت” را دارند. کیست که منکر تأثیر غبارهای آتشفشانی بر باروری ابرها و بارندگی باشد. تگرگ میوه های بی رمق و غیرمقاوم را می ریزد، برف با جذب تدریجی به زمین سفره های زیر زمینی را پر می کند و برخی آفات مضر برای روییدنی ها را از بین می برد. زلزله به زمین فرصت تنفس می دهد و سیل ضمن این که لایه های بالایی خاک را جابجا می کند به پر شدن تالاب ها و کاستن از درصد شوری آنها یاری می رساند. از این رو باید بگوییم که ما با طبیعت مشکلی نداریم و اگر مشکلی باشد به خودمان برمی گردد. وقتی تعداد محدودی از سکنه ی یک روستا که در معرض هجوم سیل قرار دارند هشدارها برای جابجایی سریع را نادیده می گیرند و همه را به زحمت می اندازند دیگر چه باید گفت؟ در جریان سیل اخیر پلی که ۷۰ سال پیش ساخته شده آسیبی ندیده اما دو پل که یکی پنج سال پیش ساخته شده و دیگری حدوداً بیست سال پیش احداث گردیده تخریب شده اند. تقریباً حدود یک ماه قبل از وقوع سیل از بارندگی های قابل ملاحظه در بهمن ماه خبرهایی به گوش می رسید و از جبران بارش های کم و ناچیز در طول پاییز حکایت داشت. کارشناسان و پژوهشگران حوزه هواشناسی با تحلیل عکس های ماهواره ای، جریان های جوی و قرائن و شواهدی که برای متخصصان این حوزه معنادار است سیل اخیر که اغلب استان های جنوبی کشور را در بر گرفت را پیش بینی کرده بودند. خوشبختانه هم صدا و سیما و رسانه های مکتوب و هم ادارات و سازمان های مرتبط ضمن اطلاع رسانی به موقع ذهنیت لازم برای مواجهه با چنین رویدادی را ایجاد کردند اما پر واضح است که ظرف مدت سه هفته تا یک ماه امکان بازسازی خانه های آسیب پذیر وجود نداشته و تعیین نقاط پر بارش نظیر قیر و کارزین و جهرم نیز از همان ابتدا آسان نبوده و یا امکان نداشته است. (ادامه…)