سرمقاله
اسماعیل عسلی
ویژگی های جامعه ی معنوی
دلبستگی نوجوانان و جوانان و حتی میانسالان به گشت و گذار در فضای مجازی، ضرورت جدی گرفتن چنین عرصه ای را برای اطلاع از آنچه در ذهن و زبان مردم جریان دارد بیش از پیش می نمایاند. اگر به اصطلاحات رایج شده مرتبط با فضای مجازی و بسامد و فراوانی آنها در محاورات روزمره توجه کنیم متوجه شدت گرفتن رویکرد به فضای مجازی خواهیم شد. جذابیت فضای مجازی در تنوع خدماتی که به کاربران ارائه می دهد به اندازه ای است که ایجاد محدودیت برای آن اعتراض همگانی را در پی خواهد داشت. بی گمان می توان اذعان داشت که گاه تأثیر و بازخورد یک صفحه شخصی در تلفن همراه از میزان تأثیرگذاری یک شبکه تلوزیونی که برنامه ها و پیام هایش را با صرف هزینه های فراوان به سمع و نظر مخاطبان می رساند بیشتر است و از آنجایی که خوشایندی و مهر تأیید مخاطبان بر چنین پیام هایی به انتشار و روایی مضاعف آن می انجامد، سمت بخشیدن به افکار عمومی با بهره گیری از فضای مجازی کار چندان پر هزینه ای نیست! ناگفته نماند که پیش از رواج فضای مجازی و رویکرد عمومی به آن، رسانه ی ملی و حتی روزنامه ها و مجلات با گزینش و اولویت بندی اخبار، آثار و اشعار و پیام ها و عکس ها فراخور مخاطبی که برای خود دست و پا کرده بودند، نقش فیلتر را در ممانعت از انتشار هرزنامه ها، تصاویر تحریک کننده یا مهیج و همچنین نوشته هایی با پیام های خارج از چارچوب های پذیرفته شده ایفا می کردند، ضمن این که نحوه ی دسترسی آحاد مردم اعم از کودک و نوجوان و جوان و میانسال و پیر و زن و مرد به رسانه های مکتوب و شنیداری و دیداری در گذشته با صلاحدید افراد ذی نفوذ خانواده ها و محافل اجتماعی و محیط های کاری مدیریت می شد. (ادامه…)
- سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد…
بی¬بی خدابیامرزم در سن ۹۰ سالگی بامداد پگاه یخ حوض خانه را می¬شکست و وضو می-گرفت. او با تمام وجود یک مسلمان سنتی بود. با اسلام زندگی می¬کرد و دیگران را به اعمال اسلامی فرا می¬خواند البته همسایگان و کسانی که با او در تماس بودند همه مسلمانان سنتی بدون غل و غشی بودند که هر کس درخور فهم خود از اسلام و دین و مذهب درکی داشتند و سخت بدان فهم و درک پایبند بودند.
در آن زمان تنها صدایی که شنیده می¬شد، صدای اذان بلندگوی مسجد بود که به وقت نماز از پشت بام گلی آن به گوش می¬رسید.
شاید ۱۵ الی ۲۰ مکان رادیو داشتند و گهگاه از داخل حیاطشان صدایی بیرون می¬آمد.
نه تلویزیون¬های رنگارنگ بودند، نه گوشی¬های همراه و کامپیوتر و تبلت و دیگر وسایل مخابراتی، هنگام نماز ظهر کاسب¬های محل در مقابل مغازه¬شان روی کرسی می¬ایستادند و اذان می¬گفتند.
از دو طرف خیابان هم دو جوی آب روان فرصت خوبی به نمازگزاران برای وضو می¬داد و به هر صبح و عصر خیابان¬های اطراف آبپاشی می¬شدند تا عطر خاک در هوا بپیچد.
نان و هوای سالم و گوسفندانی که به هر شامگاه از چراگاه¬ها بازمی¬گشتند خوراک روزانه مردم را تأمین می¬کرد و فقیر و غنی هر یک سهمی به تناسب بضاعت از آن داشتند.
طعم بهار و گل¬ها و رایحه آنها در آلودگی¬های اتومبیل¬ها و ماشین¬آلات گم نمی¬شد و وقتی گل¬های لاله¬عباسی به هر بامداد چشم می¬گشودند و به هر شبانگاه چشم بر هم می¬گذاشتند، مردمان هم چنین می¬کردند.
همه چیز بوی خدا می¬داد. بوی باور، بوی طبیعت و بوی درخت و جنگل و آب. (ادامه…)
- دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
آیندگان و جنگ
خانم اوریانا فالچی روزنامه¬نگار معروف ایتالیایی در کتاب «زندگی جنگ و دیگر هیچ» به شرح گوشه¬هایی از جنگ ویتنام پرداخته و جنایاتی که سربازان آمریکایی در این جنگ طولانی و فرسایشی مرتکب شده¬اند را ذکر نموده است. هر چند تمام وقایع خونبار و وحشتناک جنگ ویتنام که ظاهراً بین ویتنام شمالی و جنوبی بر سر جدایی دو قسمت شمال و جنوب بود در این کتاب مجال نگارش نیافته اما قسمت¬هایی از این جنگ هولناک بارها در تلویزیون¬ها به نمایش درآمده که دردآورترین آنها قتل فجیع زنان، کودکان و خردسالان توسط بمب¬افکن¬های ب۵۲ آمریکا بوده است.
هرچند فشار بر افکار عمومی مردم جهان به ویژه مردم آمریکا تا به آن حد بود که تظاهرات گسترده بر علیه آن جنگ خانمانسوز بارها در خیابان¬ها اتفاق افتاد تا آنکه بالاخره طرفین بر سر عقل آمده و به آن خاتمه دادند لیکن این تجربه درسی نشد برای ارتش آمریکا و رؤسای جمهور آنها که جنگی شبیه به آن در عراق و افغانستان را دامن نزنند زیرا جنگ برای کشورهای اروپایی و به ویژه آمریکا علیرغم خسارت¬های جانی و آبرویی بسیار سودآور است و تا زمانی که دکترین هدفمند آنها به دنبال تجاوز، غارت، استعمار و سلطه باشد و کشورهای آسیایی یا آفریقایی بهانه به دست آنها بدهند این جنگ¬ها، مستقیم و غیرمستقیم ادامه خواهد داشت و تهدیدهای نظامی، جنگ سرد، جنگ رسانه¬ای و تحریم حربه¬ای در دست آنها برای زورگویی و تسلیم کردن کشورهای مستقل که باج به آنها نمی¬دهند خواهد بود.
و اما بعد: (ادامه…)
- شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵
- سرمقاله