یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
کاری سهل و ممتنع
هنگامی که مردم با رفتارها، اتفاقات و واقعیت های تلخ تکراری خو می گیرند، دیگر آن را نمی بینند، اما اگر مشابه غیر تکراری آن در سایر نقاط جهان رخ دهد آن را می بینند. شیخ محمود شبستری در گلش راز با تمثیلی حال و روز ما را به توصیف نشسته است البته با این شرط که تاریکی را به جای خورشید بگذاریم:
اگر خورشید بر یک حال بودی
شعاع او به یک منوال بودی
ندانستی کسی کاین پرتو اوست
نبودی هیچ فرق از مغز تا پوست
ما در حال حاضر چنین شرایطی را تجربه می کنیم به این معنا که به اندازه ای با کاستی ها و مشکلات و ناهنجاری ها خو گرفته ایم که آنها را نمی بینیم و قباحت آنها را احساس نمی کنیم، عیناً مانند کسانی که در وضعیتی نامطلوب از لحاظ بهداشتی زندگی می کنند ولی بدن آنها به چنین شرایطی خو گرفته و حتی به گونه ای مصونیتی نسبی برای آنها ایجاد کرده است. گاهی آمار و ارقام مانند یک سیلی محکم که بر صورت نواخته می شود موجب هشیاری موقتی ما می گردد و برای لحظه ای ما را به فکر فرو می برد که چه باید کرد؟ مثلاً در خبرها می خوانیم که تلفات سوانح جاده ای از تلفات جنگ تحمیلی بیشتر است یا اینکه سهم مرگ و میر ناشی از سوانح در دنیا ۱۲ درصد است اما این رقم در ایران بین ۲۵ تا ۳۰ درصد است. جالب اینجاست که همه هم می دانند که علت بسیاری از تصادفات غیراستاندارد بودن خودروها و جاده هاست، هر چند سهم بی توجهی به قوانین نیز نباید نادیده گرفته شود. طبیعی است چون ایران در موضوع رانندگی ایمن در بین ۱۹۰ کشور جهان رتبه ۱۸۹ را دارد و ۲۵ برابر ژاپن تلفات می دهد، کسی که از ایران به ژاپن می رود احساس می کند که حال و هوای ژاپن از این نظر متفاوت است. ما گاهی خبر واژگونی یک اتوبوس در برزیل یا مصر را آنچنان با آب و تاب انعکاس می دهیم که گویی در ایران همه چیز سر جای خودش است. در بحث اعتیاد به مواد مخدر نیز پنجمین کشور مصرف کننده انواع روان گردان ها هستیم و رتبه چهارم کشف مواد مخدر به گمرک ایران اختصاص دارد. با وجود این که سایت خبری تابناک ایران را در مصرف تریاک رتبه اول جهان می داند خبر دستگیری چند قاچاقچی کوکائین در کلمبیا برای ما جذابیت زیادی دارد! (ادامه…)
- دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۵
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
پایان سال ۲۰۱۶ میلادی با کدام دستاورد انسانی؟
امروز جهان در شرایطی آغاز سال ۲۰۱۷ میلادی را شاهد است که بیشترین دلواپسی امنیتی در آمریکا و سراسر اروپا بر ذهن و زبان مردمان سیاه و سفید و زرد و سرخ حاکم است و هزاران پلیس در کوچه و بازار و خیابان و برزن چشم بر هر حرکت مشکوک دوختهاند و این شدت ترس و ناامنی در حدی است که پیرزن ناشنوایی که صدای ایست پلیس را نشنیده در فلسطین اشغالی به گلوله بسته میشود…
هر چند زنگ کلیساها به صدا درآمده و دستهایی به دعا برای سالی بهتر بلند است اما دولتمردان شرایطی به وجود آوردهاند که هیچ امیدی به صلح متصور نیست. گویی دولتها و ملتها جزیرهای عمل میکنند و هر کس ساز خود را کوک میکند.
دولت انگلیس در رقابتی تنگ به دنبال فروش اسلحه بیشتری به کشورهای نفتخیز حاشیه خلیج فارس است و رئیس جمهور جدید آمریکا تهدید کرده اگر عربستان، ژاپن و سایر کشورهای تحتالحمایه آمریکا میخواهند امنیت داشته باشند میباید بهای آن را به آمریکا بپردازند. این باجخواهی شفاف بار دیگر نوعی ترس و ناامنی را نوید میدهد.
گویی جهان امروز بدون جنگ و خونریزی و غارت و چپاول و کشتار امن نیست. از اخبار لحظه به لحظه جهان چنین مفهومی به ذهن متبادر میشود که امنیت از لوله تفنگ شلیک میشود و این ابزارهای پیشرفته جنگی هستند که ضامن امنیت و صلحند.
متأسفانه سال ۲۰۱۷ نطفههایی در رحم دارد که اگر آنها را سقط نکند شاهد ناامنیهای بدتر نسبت به سالهای گذشته خواهیم بود. (ادامه…)
- یکشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۵
- سرمقاله
یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
حالا حکایت ماست
خشکسالی با چنگ و دندان نشان دادن های سریالی که طی چند سال اخیر شاهد آن هستیم، دورنمای سالی که در آن قرار داریم را بحرانی تر از همیشه توصیف می کند. اصولاً جنس بحران های طبیعی با بحران های سیاسی و اقتصادی متفاوت است. لذا نسخه هایی که برای مقابله با بحران های سیاسی و اقتصادی پیچیده می شود نیز با راهکارهایی که لازم است برای عبور از بحران های طبیعی نظیر خشکسالی اندیشیده شود نیز تفاوت های اساسی دارد. در بحران های سیاسی و اقتصادی معمولاً نقش خطای انسانی پررنگ تر است و چه بسا روی کم و کیف بازیگران میدان سیاست و دست اندرکاران امور اقتصادی تأثیر اجتناب ناپذیری داشته باشد، اما در مورد بحران های طبیعی، درجه ی تسلیم پذیری مردم در برابر مقدرات طبیعی بیشتر است و به همین میزان همراهی و تبعیت آنها از سیاست های پیشگیرانه و احیاناً بازدارنده جدی تر و گسترده تر خواهد بود. هر چند نمی توان نقش خطاهای انسانی را در وخامت پدیده ی کم آبی انکار کرد. اما چالش های نظری و نیش و کنایه های رسانه ای تأثیر چندانی در وضعیت به وجود آمده برای آب ندارد. از این رو با گلایه از صدور مجوزهای بی رویه برای احداث چاه های عمیق و عدم اعمال مدیریت صحیح مصرف آب ظرف سال های گذشته نمی توان چیزی را تغییر داد.
آنچه مسلم است خیمه زدن خشکسالی در فارس در آینده ای نزدیک نه تنها جایگاه این استان را در بحث قطب کشاورزی بودن به چالش خواهد کشید بلکه شاهد مهاجرت روزافزون روستائیان به شهرها و مرکز استان خواهیم بود، مگر این که سازمان جهاد کشاورزی فارس برنامه ی قابل دفاعی برای تغییر الگوی کشت، نحوه ی آبیاری مزارع و همچنین در نظر گرفتن اولویت ها پیرامون تعیین سهم آب آشامیدنی و کشاورزی داشته باشد.
متأسفانه ساز و کارهای تعریف شده برای نحوه ی مصرف آب خصوصاً در شهرستان های استان و کلانشهر شیراز به گونه ای است که آبیاری باغچه ها و خانه های ویلایی و بزرگ تفکیک شده و متمایز نیست و در اغلب خانه های واقع شده در محدوده ی شهرها مردم از آب تصفیه شده و پرهزینه برای آشامیدن، شستشو و همچنین آبیاری درختان استفاده می کنند، ضمناً اغلب مردم خصوصا آپارتمان نشین ها برای مقابله با کم فشاری آب از منبع استفاده می کنند که آب آن توسط پمپ به طبقات مختلف هدایت می شود و به همین دلیل همواره چند صد میلیون لیتر آب ذخیره در منبع موجود در خانه ها داریم و حتی در برخی از آپارتمان ها برای هر طبقه یک منبع گذاشته اند. (ادامه…)
- شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵
- سرمقاله