سرمقاله
محمد عسلی
آقای جان کری! چرا نگفتی؟
نمایندگان پارلمان آمریکا در حوزه روابط خارجی، جان کری وزیر امور خارجه و سه تن از وزرای دفاع و نیرو را مورد سؤالهای پیدرپی قرار دادند تا در خصوص توافقنامه هستهای ۱+۵ با ایران توضیح دهند و به سؤالات مطروحه که بیشتر جنبه محاکمه و بازجویی داشت پاسخ دهند.
یکی از نمایندگان خطاب به جان کری گفت: پاسخ دهید بعد از پانزده سال چه خواهد شد؟
و جان کری جواب داد: «شرایط ۱۵ سال آینده قابل پیشبینی نیست، اما ما توافقنامه را طوری تنظیم کردهایم که همه گزینهها را برای خودمان محفوظ نگه میداریم…»
منظور از همه گزینهها، گزینههای نظامی هم هست. اما سؤالی که مطرح است و به ویژه برای همه ایرانیان و کشورهای همسایه حوزه خلیج فارس این است که چرا جان کری نگفت ما از تهدید نظامی عبور کردیم، ۸ سال جنگ را بر علیه ایران نیابت کردیم، صدام رئیس جمهور عراق را که یکی از شرورترین عوامل منطقهای ما بود حمایت سیاسی و نظامی کردیم و حتی اجازه استفاده از بمبهای شیمیایی را بر علیه رزمندگان ایرانی به او دادیم، اما ایران شکست نخورد.
او گفت که تحریمهای اقتصادی گر چه ایران را به پای میز مذاکره آورد، اما اقتصاد آن را منهدم نکرد.
جان کری نگفت: ما ایران را به لحاظ سیاسی منزوی کردیم، آن را در فهرست تروریستها قرار دادیم و به شرکای اروپاییمان گفتیم حتی به هواپیماهای مسافربری آنها بنزین و خدمات ندهند، رهبران و دولتمردان آنها را در صدها شبکه رسانهای و ماهوارهای ترور شخصیت کردیم؛ اما رژیم جمهوری اسلامی از هم نپاشید و صدای مرگ بر آمریکا از هر کوچه و خیابان روز به روز بلندتر شد.
آقای جان کری! چرا در پاسخ به سؤال یکی از نمایندگان کنگره که گفت: «این قرارداد فناوری هستهای ایران را نابود نمیکند»، نگفتی مگر آقای اوباما نگفت «اگر میتوانستم پیچ و مهره تجهیزات هستهای ایران را باز میکردم…» یعنی به زبان ساده گفت نمیتوانیم.
بهتر بود آقای جان کری به نمایندگان میگفت: یادتان نرود توافقنامه موضوعیتی دو طرفه دارد. یک طرف ما بودیم «۱+۵» و طرف دیگر ایرانیها.
مگر توافقنامه یا قرارداد یا عهدنامه، بخشنامهای یک طرفه است که طرف مقابل مجبور به پذیرفتن آن است؟
چنین به نظر میرسد که هنوز برای نمایندگان کنگره آمریکا جا نیفتاده که ایران کشوری مستقل، مقتدر و دارای مشی سیاسی و ایدئولوژی خاص خود است و یک کشور وابسته و دلبسته به غرب نیست و ۱+۵ با یک کشور شکست خورده و ضعیف طرف مذاکره نبودهاند.
آقای جان کری هر چند بنا به وظیفه از منافع کشور خود دفاع میکند و منافع کشور خود را در توافقنامه هستهای ژنو میبیند، اما قانع کننده است که در برابر سؤالات مکرر و تکراری ایرانهراسانه نمایندگان، وضعیت ایران بعد از انقلاب را برای نمایندگان روشن کند و بگوید ایران نه فقط در زمان تحریمها که اوج آن ۱۲ سال به طول انجامید. توانست تواناییهای هستهای خود را کامل کند، بلکه در علوم و فنون دیگر از جمله علوم و فنون نظامی هم پیشرفتهای شایانی داشته و علیرغم اقتصاد در تحریم و تهدید، ثبات سیاسی خود را حفظ کرده است.
آقای جان کری میباید به نمایندگان میگفت که ما خواستههایمان را به ایران تحمیل نکردهایم. بلکه طی مذاکرات چند ساله امتیازاتی دادهایم و امتیازاتی گرفتهایم. همان حرف صادقانهای که دکتر روحانی رئیس جمهور محترم ایران بارها به زبان آورد و مذاکرات را به بازی فوتبال تشبیه کرد.
از محتوای سؤالات نمایندگان کنگره آمریکا چنین پیداست که اطلاعات درست و عمیقی از وضعیت ایران ندارند و تصور میکنند مذاکره کنندگان ۱+۵ تسلیم ایران شدهاند و بازنده مذاکراتاند.
هراس از ایران و اینکه به دنبال نابودی آمریکاست در چهره آنان موج میزند و در سؤالاتشان بارها این سخن را تکرار کردند که آقای کری! ایران میخواهد آمریکا را نابود کند. شما این مسئولیت را عهدهدار میشوید؟
منادیان حقوق بشر که پیوسته همچون چماقی بالای سر مخالفان سیاستهای آمریکاست هیچگاه در کنگره ستمها و جنایتهای همپیمانان آمریکا در منطقه خاورمیانه را بازگو نمیکنند. چرا؟
چون اصل قضیه که حقوق بشر باشد، بهانه و وسیلهای است برای باجخواهی، فشار سیاسی و منفعتطلبی وگرنه کشوری که بیش از همه حقوق بشر را زیر پا لگد کرده نمیتواند منادی حقوق بشر باشد.
به هر تقدیر، اگر جان کری بخواهد صرفاً از توافقنامه دفاع کند و به دنبال توجیه منافع ۱+۵ باشد بدون آنکه به تواناییهای ایران در ابعاد مختلف بپردازد، بعید به نظر میرسد بتواند نظر موافق کنگره را جلب کند.
جان کری نخست میباید اذهان بمباران شده نمایندگان کنگره را از ایرانهراسی پاک کند و آنها را با واقعیتهایی که خود بدان دست یافته بدون تعارف و ترس آگاه نماید و بعداً به دفاع پردازد.
و اما بعد.
تغییر رفتار دولت ایران در سیاست خارجی مستلزم تغییر رفتار دولت آمریکاست. هر گاه دولت آمریکا از موضع ستمگری، تبعیض، زیادهخواهی و کوچک شمردن دیگران پایین آمد، به عنوان یک کشور دوست میتوان با آن از در دیگر مذاکرات هم وارد شد.
زیرا از قدیم در ادبیات ما آمده است که هزار دوست کم است، اما یک دشمن زیاد است.
و به زبان حافظ: با دوستان مروت با دشمنان مدارا.
لیکن یادمان باشد با دشمن مهاجم نمیتوان مدارا کرد. زیرا میشود اشرف افغان که تاج شاهی را از سر سلطان حسین برداشت.
و در پایان.
آمریکا نباید فراموش کند که در عملیات تروریستی سپتامبر که منجر به تخریب برجهای دوقلو و حمله به ساختمان پنتاگون شد حتی یک ایرانی در آن شرکت نداشت و بیشتر افراد از دل کشورهای همپیمان آمریکا بیرون آمدند، هر چند یکی از نمایندگان کنگره آمریکا بگوید دست ایرانیها به خون هزاران آمریکایی آغشته است و شما (جان کری) به آنها امتیاز دادهاید.
شاید بتوان گفت که آقای جان کری در بین اصحاب مظلمه بهترین است و از شجاعت لازم برخوردار است؛ اما او هم هنوز از تواناییهای ایران کاملاً آگاه نیست.
یکی از تواناییهای ناشناخته ایران برخورداری از مردم باهوش، مصمم، مبارز و استقلالطلب است که نمونه آن را میتوان همان آقای ظریف و هیأت مذاکره کننده ایرانی مثال آورد که حریف نمایندگان کشورهای ۱+۵ بودند و منبعد هم مراقباند کلاه بر سرشان نرود. انشاءالله
- پنج شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۴
- سرمقاله
