یادداشت
محمد عسلی
مأموران سد معبر چه میکنند؟
پنجشنبه گذشته بعدازظهر، مأموران سد معبر شهرداری به بساطیهای پیادهرو خیابان معالیآباد روبروی بانک ملی حملهور شدند. پیرمردی که لکنت زبان داشت وقتی دید مأموران سد معبر شهرداری چادر زیر گردوهای او را کشیدند و گردوها در سرازیری جوی آب وسط خیابان ولو شدند، به دنبال اتومبیل آنها دوید تا وسایل خود را پس بگیرد، حالتی شبیه به سکته داشت و قادر به تکلم نبود. مردم جمع شدند تا از او دفاع کنند، مأموران سد معبر کوتاه نمیآمدند. ازدحام جمعیت بیش و بیشتر میشد و حرف و حدیثها بسیار، سد معبریها تلاش میکردند پیرمرد را با خود ببرند، نمیدانم موفق شدند یا نه…
و اما بعد.
از اینکه سد معبر خلاف است و موجب ترافیک رفت و آمد مردم و اتومبیلها میشود شکی نیست و از اینکه قانوناً هیچکس اجازه ندارد کنار خیابان یا پیادهروها را به اشغال وسایل و خردهریزها و میوهها برای فروش در بیاورد، آن هم شکی نیست و میباید با آن مقابله شود.
اما چگونه مقابلهای؟
آیا در این حد خشونت که با جان انسانها بازی میشود به مصلحت است؟
آیا اختیارات مأموران سد معبر در حد پرتاب وسایل و تخریب کالاها و یا میوههای فروشندگان سیار یا سد معبریها هست؟
آیا راه بهتری برای مقابله با چنین افرادی که از بد حادثه و یا به حسب نیاز و بیکاری دست به فروش میزنند متصور نیست؟
مسلماً رفتار پلیس امنیتی با بزهکاران با رفتار مأموران سد معبر شهرداری میباید متفاوت باشد چون نوع جرایم و تخلفات متفاوت است.
اگر آقایان شهرداران مناطق در میان جمعیت بودند و میزان تحریک احساسات و نارضایتیها را مشاهده میکردند بلاشک روش برخورد با سد معبریها را تغییر میدادند.
و مهمتر آنکه با یک دید کلی میزان تفاوت نحوه برخورد را مشاهده میکردند که همین مأموران سد معبر تا چه میزان در نحوه برخوردشان با مغازهدارها و کسانی که تا نیمه پیادهروها را اشغال کردهاند متفاوت است و در برخوردها تبعیض قائل میشوند. کافی است وضعیت مغازهدارانی را که تا نیمه راه پیادهروها با سینیهای میوه اشغال کردهاند را ملاحظه نمایند؟
در ورودیهای شهر و بعضی گلوگاهها که بعضاً در آنجا تصادفات زیادی اتفاق میافتد حتی بعضی از فروشندگان سیار وانتبارها را دوبله پارک میکنند و برای سالها و ماهها در آنجاها جا خوش کردهاند و کسی با آنها کاری ندارد. چرا؟
پاسخ این چراها آدم را به ابهاماتی چند میبرد که مدیریت سد معبر نظارت عدالتخواهانهای بر امور ندارد و بیشتر ضعیفکشی میشود و امثال این پیرمرد مستأصل گنگ است که مورد حمله قرار میگیرد و این چنین با وی برخورد میشود.
به هر تقدیر، افکار عمومی و قضاوت مردم میباید مطمح نظر باشد و اینکه در چه زمانی، چگونه و با چه روشهایی با سد معبریها برخورد کنیم. مگر نمیشود بدون خشونت با این افراد برخورد کرد و در شرایطی که وقتی آنها را از دور میبینند پا به فرار میگذارند، چه نیازی به تعقیب و گریز است، مگر به دنبال مواد مخدرند؟
فروش چند کیلو گردو با قیمتی ارزانتر به منظور کسب معاش برای خانواده هر چند در پیادهرو و یا کنار خیابان خلاف است اما حرام نیست. چرا باید ما عامل نارضایتی حداقل دویست الی سیصد نفر عابری باشیم که برای آن پیرمرد دل میسوزانند و بعضی زنها هم گریه میکنند که چرا با این آدم چنین برخوردی شده است؟
جناب آقای شهردار محترم و آقایان اعضای شورای محترم اسلامی شهر، لطفاً نظارتتان را بیشتر کنید و دلتان برای مردم بیکاری که از فرط لاعلاجی اینگونه دست به فروش میوه و ترهبار یا خردهریزها میزنند بسوزد.
مردم نمیگویند اجازه دهید خیابانها بازار مکاره شوند و هر کس در هر نقطهای دلش خواست بساطش را پهن کند، بلکه میگویند: نوع رفتارتان را عوض کنید تا بیش از این عامل نارضایتی نشوید. همین
- شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۴
- سرمقاله
