یادداشت
محمد عسلی
قلم را بسیجی کن ای نیک پی
وقتی شهداء میآیند، چشمها دریچه میگشایند و سیل اشکهاست که جاری میشوند این خاصیت شهادت است که قلبها را به هم گره میزند و همه را به یکدیگر متصل میکند فاصلهها را برمیدارد و چشمها و اشکها را به یک سو هدایت میکند.
بسیج، چشمه جوشانی است که جویبارهای بزرگ و کوچک از آن منشعب میشوند. هر بسیجی که عروج به جهانی دیگر را انتخاب میکند در کنارههای این جویبارها شقایقی سر برون میآورد و زندگی دوبارهای را در آرامش و امنیت نوید میدهد. توفان حوادث و جنگ پیوسته در جریان است و ساقهای رونده را میآزماید آنان که خود را سپر بلای خلق میکنند و امنیت و آرامش را ثبات میبخشند عزیزترین انسانهای خداباورند که جان عزیز را در طبق اخلاص دستمایه رزم میکنند تا دشمن حتی روزنهای برای ورود نیابد.
و اما بعد.
گرچه به ظاهر جنگ تحمیلی چندین سال است پایان یافته، اما جنگی نابرابر و در سطحی گستردهتر در جریان است. جنگی که حاصل و دستاورد جنگ گذشته را پاسدار است جنگی که اگر در آن پیروز شویم فتحالفتوح است و اگر ببازیم پاکباختهایم و ایثار و فداکاری شهداء را به باد دادهایم و آن جنگ رسانهای است. جنگی که سالهاست دشمنان با تمام قوا بر علیه ما و موجودیت ما به کار گرفتهاند و تلاش میکنند بر افکار عمومی جوامع ما مدیریت کنند. آنچنان ظریف مثل غذای لذیذ و خوشخواری که آغشته به سم است و وقتی اثر میکند ارادهها در برابرش تسلیم است به عنوان مثال: طلاق و جداییهای لجام گسیخته که ناشی از نارضایتی در زندگی مشترک است بخش عمدهای از علتهایش برمیگردد به فضای ذهنی مسمومی که برنامههای حساب شده شبکههای ماهوارهای دگراندیشان تدارک دیده و به خوردمان میدهند. تصاویری از لذتطلبیهای بیریشه و قیاسهای زندگی به اصطلاح آزادانه در غرب که مدینه فاضلهای را در اذهان عمومی جامعه تداعی میکند تا یا به دیارهای دیگر سفر کنند و ترک وطن نمایند و یا نوع زندگی و طرز تفکر خود را تغییر دهند و یا به عنوان افراد ناتوان پیوسته در غم هر آنچه ندارند و باید داشته باشند زندگی به کامشان تلخ باشد.
این جنگ نابرابر را چه کسانی باید پاسخگو باشند؟
آیا جز یک بسیج عمومی برای مقابله با قانونشکنیها، ناراستیها و فسادهای پنهان و آشکار راه دیگری قابل تصور است؟
اگر امروز اتحادی در میان است و دشمن از همین همبستگی و اتحاد در عذاب است و رنج میبرد حاصل مقاومت، ایستادگی و دلاوریهای رزمندگان، جانبازان، آزادگان و شهداست. شهید فقط کسی نیست که در میدان جنگهای نظامی شهید میشود، بلکه امروز شهید میتواند کسی باشد که به هر روز شاهد ناپاکیها، ناسپاسیها و فسادهایی است که جامعه را به مخاطره انداخته و او تاب تحمل چنین وقایع ناگواری را ندارد و با تمام وجود دست به اصلاحی میزند، از آبرو، جان، مال و حیثیت شغلیاش مایه میگذرد تا دیگران را آگاه و ارشاد نماید و نسبت به هر آنچه میبیند و نمیخواهد، حساس است این انسان چه بسا روزانه بارها شهید میشود. تسلیم در برابر مخالفتی که جامعه را تهدید به فساد و ناراستی میکند از تسلیم در برابر دشمن مسلح به سلاح نظامی زیانبارتر است.
امروز بسیج به معنای عمیق کلمه سرباز جنگ نرم است. بخشی از این جنگ، جنگ رسانهای است که روزنامهنگاران و خبرنگاران و عکاسان سربازان شجاع آن هستند.
اگر در این راه ، یعنی مقابله با کجیها، بدیها، قانونشکنیها، فسادهای پیدا و پنهان و سوء استفادههای بعضیها از اختیارات مدیریتی کوتاه بیاییم و یا بیتفاوت بمانیم. نخست خودمان بیهویت میشویم و بعد از آن دیگرانی که ملزم به حفظ جانشان هستیم.
بسیج رسانه میباید حافظ روح و روان و جان هموطنان باشد همانگونه که وزارت بهداشت و درمان حافظ سلامتی تن مردمانست.
بسیج رسانه باید ارتباط خود را با نهادها و دستگاههای مولد فرهنگ و یا ناظر بر فرهنگ عمومی نزدیک کند و از دیدگاههای کارشناسانه متخصصان در علوم و جامعهشناسی بهره گیرد. بسیج رسانه میباید همه دلسوزان فرهنگی را به میدان مقابله با فساد و ناراستیها بکشاند و آفتزدایی کند تا توانسته باشد پیام شهدای مظلوم را به گوش همگان برساند. مبادا ما تماشاگر کرمخوردگی بدنهی جامعه باشیم و کاری نکنیم. مبادا تیغ خودسانسوری راه اصلاح و نقد منصفانه را ببندد.
یادمان باشد اگر در آینده دشمنان جنگی را به ما تحمیل کنند و یا به مرزهای ما تجاوز نمایند تنها همین بسیجیان مؤمن و باورمند سپاه و ارتش متعهد و مسئولیتپذیر ماست که پا به میدان خواهند گذاشت. سلامت همه جانبه جامعه ضامن امنیت ماست و برای حفظ سلامت جامعه، خداباوری شالوده و بنیان مقاومت است. امید که در راه اهداف متعالی رسانهای خود از یاری خداوند پیوسته بهرهمند باشیم و این شعر فردوسی را آویزه گوش داشته باشیم که:
«قلم را بسیجی کن ای نیک پی
که راه سعادت شود از تو طی»
- چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴
- سرمقاله
