یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
در جستجوی اقتصاد مقاومتی
در چند سال اول پس از انقلاب که بازار تحت تأثیر جنگ و به هم خوردن مناسبات سیاسی و بازرگانی دچار آشفتگی شده بود و احتکار بیداد می کرد، عده ای از تحلیلگران مسائل اجتماعی و اقتصادی در مقام توجیه بی سر و سامانی های اقتصادی، نفوذ و رخنه عناصر تسویه شده از ادارات دولتی وابسته به ساواک و نظام شاهنشاهی به بازار را عامل اصلی ایجاد اختلال و گرانی معرفی می کردند که از جهاتی هم قابل قبول جلوه می کرد. البته بعدها اینگونه نبود که روند بی سر و سامانی های حاکم بر بازار صرفاً تحت تأثیر جریان های ضد انقلاب تداوم یابد بلکه به دنبال سهم خواهی کسانی از میان بازاریان و خارج از بدنه ی بازار در ازای حمایت هایی که از انقلاب کرده بودند، امتیازاتی به آنها داده شد و تدریجاً نبض بازار را در دست گرفتند و حتی به حوزه های بازرگانی نیز ورود پیدا کردند و هم اکنون آن قدر گردن کلفت شده اند که به انقیاد درآوردن آنها از توان دولت هم خارج است، به طوری که می توان مدعی شد هم اکنون عنان اقتصاد کشور به تنهایی در دست دولت نیست. اقتصاد ایران در حال حاضر به سرزمین پهناوری شباهت دارد که به صورت ملوک الطوایفی اداره می شود و دولت و برخی نهادها و شخصیت ها هر کدام سهمی در برنامه ریزی ها، بهره برداری ها و به اصطلاح رتق و فتق آن دارند. اقتصادی بیمار که به امراض گوناگون مبتلاست به طوری که هر دارویی برای یک مرض تجویز می شود ممکن است برای مرض دیگر زیان بخش باشد. گاه بنزین تک نرخی و گاه چند نرخی می شود، زمانی ارزاق کوپنی می شود و زمانی دیگر ارز چند نرخی می شود که زمینه را برای انواع سوء استفاده ها فراهم می کند. غبارآلود بودن فضای بده بستان ها نیز امکان بازنمایی واقعیت های اقتصاد ایران را از رسانه ها گرفته و ماجرای اغلب تخلف ها و اختلاس ها و چپاول ها زمانی بر ملا می شود که متخلفین به آن سوی مرزها گریخته اند و یا اموال از دست رفته قابل اعاده به خزانه ملی نیست.به هر تقدیر، وضعیت کنونی تجارت در ایران هیچگونه شباهتی به شیوه های رایج در بازارهای جهانی ندارد. یعنی نه تابع بازار آزاد متکی به بخش خصوصی است و نه شرایطی را تجربه می کند که بیانگر نظارت کامل دولت بر بازار باشد و در واقع بین این دو وضعیت در نوسان است و به همین دلیل نظم پذیر و مهار شدنی نیست. (ادامه…)