سرمقاله
محمد عسلی
قوه قضاییه، بایدها و نبایدها
جمعیت کنونی ایران قریب ۸۰ میلیون نفر در مساحتی معادل ۰۰۰/۶۴۸/۱ کیلومتر مربع است که میانگین در هر کیلومترمربع ۴۸ نفر زندگی می‏کنند.
هر چند بخش عمده‏ای از خاک میهن صحرایی و کوهستانی است و بعضاً شرایط زندگی در آن مساعد نیست، اما جمعیت کنونی ایران هنوز هم جمعیت زیادی نسبت به مساحت بعضی کشورهای پیشرفته نظیر آلمان و فرانسه نیست.
اما آنچه بین ما و کشورهای پیشرفته اروپایی فاصله ایجاد کرده است نهادینه شدن زندگی سیستمی است که با تحولات علمی و صنعتی همسازی دارد و در کشور ما ندارد. یعنی فرهنگ ماشینی در تعارض با فرهنگ بومی و سنتی رفتارهای معارض یا متناقضی را سبب شده‏اند و همین موضوع کار قوه قضاییه را به عنوان یک نیروی عریض و طویل که همگان با آن سر و کار دارند، مشکل کرده است.
از آنجا که عمده‏ترین وظیفه قوه قضاییه در هدف‏گذاری و عملکرد، پیشگیری از جرایم است، اما کشف جرم، تعقیب، دستگیری، محاکمه، صدور حکم و مجازات و بازپروری موجب شده تا فرصت چندانی برای پیشگیری از جرایم دست ندهد، هر چند در کشف جرم تا مجازات مجرمین فقط نیروی انتظامی به عنوان ضابطین دادگستری و قضات مسئول و پاسخگو هستند، اما در پیشگیری از جرایم بسیاری از ادارات، سازمان‏ها و نهادهای ذیربط هم علاوه بر دادگستری مسئولند، اما متأسفانه پاسخگو نیستند.
به عنوان مثال، آموزش و پرورش، دانشگاه، اداره کار و تعاون، حوزه‏های علمیه و بسیاری از ادارات و نهادها هر کدام به نوعی در پیشگیری از جرایم مسئولند و می‏باید پاسخگو باشند زیرا به قول سعدی: (ادامه…)