یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
نقاب‏ های نخ نما شده
با کنار زدن نقاب ها، تماشای چهره ی واقعی انسان ها راحت تر صورت می گیرد. همان کاری که خداوند وعده ی آن را در قیامت داده است. کسی که مردم را می درد، در قیامت به شکل گرگ محشور می شود و کسانی که با زبان افسار گسیخته ی خود نیش می زنند به شکل مار مجسم می شوند.
ای دریده پوستین یوسفان!
گرگ برخیزی از این خواب گران
آن سخن های چو مار و کژدمت
مار و کژدم می شود گیرد دمت(۱)
در قرآن کریم هم برای برخی رفتارها معادل سازی و تجسم صورت گرفته مانند اینکه گفته شده غیبت کردن به منزله ی خوردن گوشت مرده است یا کسانی که به دانش خود عمل نمی کنند به الاغ هایی تشبیه شده اند که کتاب حمل می کنند.
گاهی ما از روی عادت، مصداق و معادل خاصی را برای یک اسم یا عنوان و صفت در نظر می گیریم و باور نمی کنیم که برخی رفتارهای دیگر هم ماهیتاً تفاوتی با آن نداشته باشند. مثلاً ما دست درازی مستقیم به اموال منقول دیگران را دزدی و سرقت می دانیم و سارق در نظر ما شخصی متجاوز به حقوق دیگران محسوب می شود و بسیار پیش آمده که در برخورد با سارقین آنها را مورد شماتت قرار داده و تحقیر کرده ایم و حتی آن ها را زده ایم اما در مقابل حاضر نیستیم به کسی که با ارائه گزارش غیرواقعی پیرامون عملکرد مالی و تجاری اش از پرداخت مالیات شانه خالی می کند دزد بگوییم. در حالی که فرار از مالیات به منزله ی دزدی از اموال عمومی است چرا که مالیات به خزانه واریز می شود و از آنجا جهت مصالح عمومی و اجرای طرح ها و پروژه ها و پرداخت حقوق کارکنان دولت مورد استفاده قرار می گیرد. ضمن این که در قضیه فرار از مالیات دیگر عسر و حرج مطرح نیست و توجیهی هم برای دزدی وجود ندارد؛ هر چند برخی از کسانی که از پرداخت مالیات سر باز می زنند به نحوه ی هزینه کرد آن توسط حکومت انتقاد دارند. اختلاس و ارتشاء نیز تقریباً برادرخوانده فرار از مالیات هستند و گونه ای دزدی محسوب می شوند. ولی ظاهراً کلاس اختلاس و ارتشاء بالاتر است چرا که معمولاً صاحبان ثروت و شوکت و قدرت مرتکب آن می شوند و از آنجایی که آبروی آنها با آبروی نظام گره خورده، رسیدگی به جرم آنها پروسه ی طولانی تری را طی می کند! (ادامه…)